نویسنده: نیک جذب

یک دقیقه برای خودم

یک دقیقه برای خودم

دکتر اسپنسر جانسون

خلاصه مراقبت از من

بزرگترین دلیل موفقیت بیرونی در کار و زندگی موفقیت درونی است.

درک کرده ام که مراقبت از کار یعنی مراقبت از خودم.

برای شروع، زندگیم را ساده تر می کنم.

با خودم همانگونه رفتار می کنم که دوست دارم دیگران با من رفتار کنند.

با خودم رفتار خوبی دارم.

در طی روز بارها برای نگاه کردن و گوش دادن می ایستم.

به آنچه فکر می کنم و آنچه انجام می دهم نگاه می کنم و از خودم می پرسم چگونه می توانم به خوبی از خود مراقبت کنم؟

در خاموشی به جوابی که از درونم می شنوم گوش می دهم. به کمک معرفت و دانشی که از نفس برتر من می آید؛ آنچه را واقعا برایم بهترین است کشف می کنم.

وقتی به وضوح آنچه برایم بهترین است را دیدم آن را انجام می دهم.

چرا مراقبت از خود موثر است؟

وقتی از خود به خوبی مراقبت می کنم نسبت به خودم و دیگران کمتر عصبانی می شوم و خوشحالترم.  وقتی خوشحالترم بهتر کار می کنم و با مردم اطرافم رفتار بهتری دارم.

خلاصه مراقبت از تو

تو همان «من» است که در شما وجود دارد. ما اساسا به هم شبیه هستیم. شما و من. وقتی این امر را بخاطر داشته باشم می توانم به شما کمک کنم که مراقبت بهتری از خودتان بعمل آورید.

من می دانم خوب مراقبت کردن از خودتان همانقدر برای شما یاری دهنده است که مراقبت کردن از خودم برای من یاری بخش است. زیرا وقتی شما این کار را می کنید خوشحالتر هستید.

وقتی در حال کمک کردن به دیگران هستم تا از خودشان بهتر مراقبت کنند احساس تعادل و به فکر دیگران بودن می نمایم. وقتی آماده باشم که به آنان برای انجام آن کمک کنم.

وقتی شما خیلی خوب از خودتان مراقبت می کنید. شما نیز مانند من، کمک می کنید که مراقبت خوبی از دیگران کنیم.

من شما را تشویق می کنم که آن یک دقیقه مهم را به خودتان اختصاص دهید: بایستید و نگاه کنید که در حال انجام چه کاری هستید و یا به چه فکر می کنید و از خود برسید که آیا راه بهتری برای شما وجود دارد؟

خلاصه مراقبت از ما

وقتی موارد زیر را بخاطر داشته باشیم به خود کمک می کنیم که روابط بهتری با دیگران داشته باشم.

وقتی خوب از خودمان مراقبت کرده باشیم می توانم «نفس برتر» خودمان را با دیگران شریک شویم.

وقتی خود را پرورش می دهیم، می توانیم قدم فراتر بگذاریم و یکدیگر را بهتر پرورش دهیم.

مهمتر از مورد محبت واقع شدن دوست داشتن است.

ممکن است اختلافات کوچکی هم اکنون داشته باشیم ولی وقتی هریک از ما مراقبت بهتری از خودمان بکنیم، اختلافات کوچک فعلی ما، بر اثر مراقبت بهتر از خودمان در آینده به اختلافات بزرگ تبدیل نمی شود.

تعهد، این است که از خودمان فرار نکنیم بلکه هر یک از ما مراقبت خوبی از خودمان و مراقبت خوبی از یکدیگر بنماییم.

ما می توانیم به خودمان و به یکدیگر کمک کنیم، با پرسیدن این سوال که آیا شما امروز خودتان را نوازش کرده اید؟

وقتی من رابطه ی خوبی با خودم داشته باشم و شما رابطه ی خوبی با خودتان داشته باشید می توانیم یک رابطه ی خوب و عالی باهم داشته باشیم.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

قانون مورفی

معادل‌های قانون مورفی
قانون مورفی
قانون مورفی

 

فلسفهٔ مورفی

لبخند بزن… فردا روز بدتری است…

  • قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

  • قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچ‌گاه اشغال نخواهد بود.

  • قانون بینی:

بعد از اینکه دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

  • قانون کارگاه:

اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشهٔ ممکن خواهد خزید.

  • قانون دروغگویی:

اگر بهانهٔ دروغی‌تان پیش رئیس برای دیرآمدن، پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به‌خاطر پنچر شدن ماشینتان دیرتان خواهد شد.

  • قانون روبه‌رو شدن:

احتمال روبه‌رو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید، افزایش می‌یابد.

  • قانون اثبات:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

  • قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

  • قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

  • قانون ترافیک:

وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می‌افتد.

  • قانون وسایل نقلیه:

وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و … همیشه دیرتر از موعد حرکت می‌کنند، مگر آنکه شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته‌اند.

  • قانون اتوبوس:

مدت زیادی منتظر اتوبوس می‌مانی و خبری نیست. پس سیگاری روشن می‌کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می‌رسد. (به عبارت ساده، اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می‌رسد. اگر برای زودتر رسیدنِ اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می‌آید)

  • قانون کار:

اگر به نظر می‌رسد همهٔ چیزها خوب پیش می‌روند، حتماً چیزی را از قلم انداخته‌ای.

  • قانون نتیجه:

احتمال بد پیش‌رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.

  • قانون یادگیری:

شما چیزی را یادنمی‌گیرید، مگر بعد از این‌که امتحان آن را دادید.

  • قانون جستجو:

هر وقت دنبال چیزی می‌گردید، همیشه در آخرین مکانی که جستجو می‌کنید آن را می‌یابید.

  • قانون خرید:

اهمیتی ندارد که چقدر دنبال جنسی بگردید، به محض اینکه آن را خریدید آن را در مغازه دیگری ارزان‌تر خواهید یافت.

  • قانون چیزهای خوب:

هر چیز خوب در زندگی یا غیرقانونی است یا غیراخلاقی یا چاق‌کننده.

  • قانون ضایع شدن:

احتمال آنکه کاری را که انجام می‌دهید دیگران ببینند نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن آن کار.

  • قانون پمپ بنزین:

هنگام ورود به پمپ بنزین جایگاهی که انتخاب می‌کنید کندتر و طولانی‌تر از جایگاه‌های دیگر خواهد بود.

  • قانون لکه:

زمانی که می‌خواهید لکهٔ روی شیشهٔ پنجره را پاک کنید، لکه در سمت دیگر شیشه خواهد بود.

  • قانون بقای کثیفی:

برای تمیزکردن هر چیزی، چیز دیگری باید کثیف شود.

  • قانون دسترسی:

هر گاه چیزی را دور بیندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به آن نیاز پیدا خواهید کرد.

  • قانون صبحانه:

همیشه نان از طرفی که به آن کره مالیده‌اید روی زمین می‌افتد.

  • قانون تعمیر:

زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار می‌برید، کاملاً درست و بی‌عیب کار خواهد کرد.

  • قانون اجتناب:

اگر به هر دلیل در جایی قانون مورفی عمل نکند، قراره اتفاق خیلی بدتر و بزرگتری بیفتد.

  • قانون خانم مورفی:

اگر چیزی خراب یا اشتباه بشود، حتماً تقصیر آقای مورفیه.

  • قانون زندگی مورفی:

آیا زندگی شما نمونه خوبی از قوانین مورفی است؟

قانون تله (فیناگل): اگر بدترین زمان خراب شدن برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب می‌شود.

قانون ساد: قانون دیگری هم وجود دارد موسوم به قانون ساد که معمولاً مترادف قانون مورفی تلقی می‌شود. قوانین مورفی را آمریکایی‌ها به کار می‌برند در حالی که ساد بین انگلیسی‌ها محبوب تر است. البته در بحث‌های تخصصی بسیاری اصول ساد را وسیع تر از مورفی می‌دانند و معتقدند قوانین ساد بیشتر بر مسئلهٔ بخت و اقبال تأکید دارد. قوانین ساد می‌گویند بخت خوب یا بد برقامت شخص دوخته شده:

  • وقتی چیز بدون استفاده‌ای را دور می‌ریزی بعد از مدت کوتاهی به آن شی نیاز پیدا می‌کنی
  • از دست دادن شنوایی برای همه نا گوار است اما این اتفاق دقیقاً برای آهنگساز مشهوری چون بتهوون رخ می‌دهد.
  • به شهری دیگر مهاجرت می‌کنی انگار فقط به این دلیل که آنجا با یک همشهری آشنا شوی و با او ازدواج کنی.

منبع: ویکی پدیا

سخن دکتر الهی قمشه ای درباره آرزو

سخن دکتر الهی قمشه ای درباره آرزو

آرزو دلیل بر استعداد است. وقتی آدم آرزو می کند که ای کاش من چنین و چنان شوم بدانید که حتما می تواند بشود و اگرنه آرزو نمی کرد!

مثلا هیچ بره ای که به دنیا می آید آرزو می کند که رئیس دانشگاه هاروارد شود؟ اصلا به ذهنش خطور نمی کند.

هرکسی در دلش هر آرزویی هست برآورده می شود. شک نکنید! برای اینکه اصلا آرزو سند حقانیت ماست.

مولانا می­ گوید:

کین طلب در تو گروگان خداست

زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

*** *** ***

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم

گفت یزدان آنک باشد اصل دان

پس ترا کی بیند او اندر میان

گرچه خویش را عامه پنهان کرده‌ای

پیش روشن‌دیدگان هم پرده‌ای

وانک ایشان را شکر باشد اجل

چون نظرشان مست باشد در دول

تلخ نبود پیش ایشان مرگ تن

چون روند از چاه و زندان در چمن

وا رهیدند از جهان پیچ‌پیچ

کس نگرید بر فوات هیچ هیچ

برج زندان را شکست ارکانیی

هیچ ازو رنجد دل زندانیی

کای دریغ این سنگ مرمر را شکست

تا روان و جان ما از حبس رست

آن رخام خوب و آن سنگ شریف

برج زندان را بهی بود و الیف

چون شکستش تا که زندانی برست

دست او در جرم این باید شکست

هیچ زندانی نگوید این فشار

جز کسی کز حبس آرندش به دار

تلخ کی باشد کسی را کش برند

از میان زهر ماران سوی قند

جان مجرد گشته از غوغای تن

می‌پرد با پر دل بی‌پای تن

هم‌چو زندانی چه که اندر شبان

خسپد و بیند به خواب او گلستان

گوید ای یزدان مرا در تن مبر

تا درین گلشن کنم من کر و فر

گویدش یزدان دعا شد مستجاب

وا مرو والله اعلم بالصواب

این چنین خوابی ببین چون خوش بود

مرگ نادیده به جنت در رود

هیچ او حسرت خورد بر انتباه

بر تن با سلسله در قعر چاه

مؤمنی آخر در آ در صف رزم

که ترا بر آسمان بودست بزم

بر امید راه بالا کن قیام

هم‌چو شمعی پیش محراب ای غلام

اشک می‌بار و همی‌سوز از طلب

هم‌چو شمع سر بریده جمله شب

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب

دم به دم بر آسمان می‌دار امید

در هوای آسمان رقصان چو بید

دم به دم از آسمان می‌آیدت

آب و آتش رزق می‌افزایدت

گر ترا آنجا برد نبود عجب

منگر اندر عجز و بنگر در طلب

کین طلب در تو گروگان خداست

زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

جهد کن تا این طلب افزون شود

تا دلت زین چاه تن بیرون شود

خلق گوید مرد مسکین آن فلان

تو بگویی زنده‌ام ای غافلان

گر تن من هم‌چو تن‌ها خفته است

هشت جنت در دلم بشکفته است

جان چو خفته در گل و نسرین بود

چه غمست ار تن در آن سرگین بود

جان خفته چه خبر دارد ز تن

کو به گلشن خفت یا در گولخن

می‌زند جان در جهان آبگون

نعره یا لیت قومی یعلمون

گر نخواهد زیست جان بی این بدن

پس فلک ایوان کی خواهد بدن

گر نخواهد بی بدن جان تو زیست

فی السماء رزقکم روزی کیست