نویسنده: نیک جذب

برنامه ریزی برای موفقیت

برنامه ریزی برای موفقیت

خلاصه کتاب برایان تریسی

اهداف روزانه را روی کاغذ کوچکی بنویسید و جلوی چشم بگذارید.

مشخص کنید در هر ساعت چقدر باید درآمد داشته باشید؟

هدف خود را مشخص و فعالیت های مربوط به آن را تعیین کنید.

زحمت انجام کار به موقع و طبق برنامه را به جان بخرید.

هدف نهایی باید استقلال مالی باشد. به یاد داشته باشید که کار فقط وسیله ای برای رسیدن به هدف بزرگتر است.

باید استقلال مالی داشته باشید تا حق انتخاب داشته باشید.

ما عاشق آزادی هستیم و پول می تواند برای انسان آزادی به ارمغان آورد.

برای رسیدن به موفقیت بزرگ باید چشم انداز بلند مدت داشته باشید. 10 یا 20 سال گذشته و کارهایی که باعث شده به آنجا برسید را به وضوح ببینید و بعد به عقب برگردید تا ببینید امروز باید چه کار کنید؟

چشم انداز کوتاه مدت: ارزش گذاری تک تک دقایق عمر. وقت را به بخش های 10 تا 15 دقیقه ای تقسیم کنید.

فکر روی زمان خود: کاری که در این زمان انجام می دهید آیا آن ویژگی ها را دارد یا نه؟

قانون پارکینسون را در هم بشکنید. قانون پارکینسون یعنی مطابق با افزایش درآمد هزینه ها هم افزایش پیدا می کنند.

مدل فاصله: نمودار درآمد نسبت به زمان در نظر بگیرید. بین درآمد و هزینه فاصله را نگه دارید.  این فاصله با پول پر شده پس هرچه فاصله بیشتر باشد ثروتمندتر می شوید.  ثروت تان را به مرور و ملایم حس کنید.

ابتدا پس اندازتان را کنار بگذارید و با باقیمانده ی آن امورات زندگی خود را اداره کنید.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

ماراتن زندگی

ماراتن زندگی

 در المپیک 1908 دوراندو پیتری دونده ­ی ایتالیایی دو ماراتن پس از طی مسافتی حدود 40 کیلومتر با رکورد زمانی بی­ نظیر وارد استادیوم شد. اما در اثر خستگی شدید و از دست دادن آب بدن مسیر استادیوم را در جهت اشتباه رفت و وقتی داور او را متوجه کرد و برگرداند، برای اولین بار به زمین خورد. به کمک داور بلند شد و ادامه داد. تا انتهای مسابقه پنج بار به زمین خورد و در نهایت اول از همه از خط پایان گذشت. اما آمریکایی­ ها که با فاصله زیادی دوم شده بودند به داور اعتراض کردند و کمیته داوری پیتری را به علت کمک گرفتن از دیگران فاقد صلاحیت تشخیص داد و آمریکایی ها را اول اعلام کرد.  پیتری با اینکه محروم شد اما روح بزرگش و تلاش بی­ نظیرش او را تبدیل به قهرمانی بین المللی کرد.

براک ردمن ورزشکار انگلیسی دو 400 متر در المپیک بارسلونا در سال 1992 به خط پایان رسید. در حالیکه زردپی پشت پایش در اثر ضربه­ ی شدید ناشی از حرکت پاره شده بود او مصمم بود به هر قیمتی مسابقه را به پایان برساند و از خط پایان عبور کند و حتی چنین زخم بزرگی هم نمی­ توانست عزم و اراده ی او را خدشه دار کند. بر اثر شدت درد شروع به لنگیدن کرد به حدی که دیگر به سختی قدم برمی­ داشت. در این هنگام پدرش از درون جمعیت بیرون دوید و زیر شانه­ های پسرش را گرفت و او را همراهی کرد. این صحنه تشویق بی­نظیر تماشاگران را به همراه داشت و تبدیل به یکی از صحنه ­های بی­نظیر در المپیک شد.

جان استیون یک دونده­ ی دو ماراتن اهل تانزانیا بود. او یکی از 75 شرکت کننده­ ی دو ماراتن در المپیک 1968 مکزیک بود. در ابتدا به علت ارتفاع زیاد شهر از سطح دریا که او اصلا به آن عادت نداشت دچار گرفتگی شدید عضلانی شد تا اینکه در میانه­ ی راه و پس از طی 20 کیلومتر به سختی زمین خورد و زانویش به شکل بدی زخمی و خون آلود شد. پس از بانداژ و با اینکه از ناحیه­ ی زانو و شانه به شدت درد می­کشید، همچنان به مسابقه ادامه داد. نفر اول بعد از 2 ساعت و 20 دقیقه به خط پایان رسید. اما او در بین 57 نفری که از خط پایان عبور کردند نفر آخر شد آن هم بعد از 3 ساعت و 25 دقیقه و وقتی که خیلی از تماشاگران و خبرنگاران استادیوم را ترک کرده بودند. خورشید درحال غروب کردن بود که ناگهان صدای آژیر پلیس آمبولانس توجه را جلب کرد و معلوم شد که هنوز یک نفر در حال دویدن است. این پشتکار و انگیزه مورد تشویق بی­ نظیر مردم و رسانه­ ها قرار گرفت. استیون در جواب خبرنگاری که از او دلیل این همه اصرار برای رسیدن به خط پایان را پرسیده بود گفت: کشورم مرا این همه راه به اینجا نفرستاده که مسابقه را شروع کنم و آن را به آخر نرسانم؛ آنها مرا فرستادند تا مسابقه را تمام کنم.

 

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

ناخودآگاه از نظر فروید

ناخودآگاه از نظر فروید

ضمیر ناخودآگاه

فروید پس از سالها تجربه اندوزی از طریق درمان بیماران روانی به این نتیجه رسید که شعور یا خودآگاه انسان تنها بخشی از کل  روان اوست.  او خودآگاه را به قله ی یک کوه یخ تشبیه می­ کرد که از آب بیرون آمده است و آن بخش از این کوه را که زیر آب بود؛ یعنی آنچه در خودآگاه رسوب کرده بود ناخودآگاه می­ نامید.

منبع: کتاب دنیای سوفی

نویسنده: یوستاین گاردر