نویسنده: نیک جذب

قصه ی عشق تو چون بسیار شد

قصه ی عشق تو چون بسیار شد

شاعر: عطار نیشابوری

قصه ی عشق تو چون بسیار شد | قصه گویان را زبان از کار شد

قصه ی هرکس چو نوعی نیز بود | ره فراوان گشت و دین بسیار شد

هر یکی چون مذهبی دیگر گرفت | زین سبب ره سوی تو دشوار شد

ره به خورشید است یک یک ذره را | لاجرم هر ذره دعوی دار شد

خیر و شر چون عکس روی و موی توست | گشت نورافشان و ظلمت بار شد

ظلمت مویت به یافت انکار کرد | پرتوی رویت به تافت اقرار شد

هر که باطل بود در ظلمت فتاد | وآنکه بر حق بود پر انوار شد

مغز نور از ذوق نور النور گشت | مغز ظلمت از تحسّر نار شد

مدتی در سیر آمد نور و نار | تا زوال آمد ره و رفتار شد

پس روش برخاست پیدا شد کشش | ره روان لاجرم پندار شد

چون کشش از حد و غایت درگذشت | هم وسایط رفت و هم اغیار شد

نار چون از موی خاست آنجا گریخت | نور نیز از پرده با رخسار شد

موی از عین عدد آمد پدید | روی از توحید بنمودار شد

ناگهی توحید از پیشان بتافت | تا عدد هم رنگِ روی یار شد

برغضب چون داشت رحمت سبقتی | گر عدد بود از احد هموار شد

کل شی ء هالک الاوجههُ  | سلطنت بنمود و برخوردار شد

چیست حاصل عالمی پر سایه بود | هر یکی را هستیی مسمار شد

صد حجب اندر حجب پیوسته گشت | تا رونده در پس دیوار شد

مرتفع چون شد به توحید آن حجب | خفته از خواب هوس بیدار شد

گرچه در خون گشت دل عمری دراز | این زمان کودک همه دلدار شد

هر که او زین زندگی بویی نیافت | مرده زاد از مادر و مردار شد

و آن کزین طوبی مُشک افشان دمی

برد بویی تا ابد عطار شد

برگرفته از: دیوان عطار نیشابوری، به کوشش؛ دلارام پورنعمتی.

منبع: سایت نیک جذب

شعر کتاب یغما گلرویی

شعر کتاب یغما گلرویی

مسخِ کافکارو رها کن، فرصتِ آلبرکامو نیست!

دیگه تو تمامِ دنیا هیچکسی شبیهِ تو نیست!

 

نه همینگویُ نه بورخس، نه میشل فوکو، نه اِلوار…

دنبالِ یه لقمه نون باش! دست از این آدما بردار!

 

ایزابل آلنده بسه! بسه اَنگلسُ فالاچی!

آخه تو می خوای که دنیا رو دگرگون کنی با چی؟!

 

عاشق هری پاتر باش! که رکوردا رو شکونده!

این روزا هرکی برنده اس، درسِ جادوگری خونده!

 

درست میگه اون که میگه: 

تو هر کتابی یه تله اس!

فکر خودت باش خودت!

این راه حل مسئله اس!

 

سرت رو بنداز پایین

فقط جلو پاتُ ببین!

کتاب خونه ات رو طاق بزن،

با یه موبایل، با یه ماشین!

 

قهرمانای بزرگت دیگه مردن همه تک تک!

به اتم قسم که دنیا تن نمیده به فلش بک!

 

به من و ما چه که نیچه چیُ فریاد می کشیده؟

یا هومر – با چشم کورش – چه جوری دنیا رو دیده؟

 

نگو آینه ی زمونه اس برج حیوانات اورول!

کسب و کاری جفت و جور کن، جای این فکرای باطل!

 

توی این زمونه حتی مایاکوفسکی پی پوله …

عصرِ سرکشی گذشته، هرچی شد، بگو قبوله!

 

کتابا رو ورق نزن!

تو هر کتابی یه تله اس!

فکر خودت باش خودت!

این راه حل مسئله اس!

 

سرت رو بنداز پایین

فقط جلو پاتُ ببین!

کتاب خونه ات رو طاق بزن،

با یه موبایل، با یه ماشین!

 

برگرفته از کتاب مجموعه ترانه تصور کن، نویسنده؛ یغما گلرویی.

منبع: سایت نیک جذب

دنبال خودت نگرد

دنبال خودت نگرد

شاعر: یغما گلرویی

لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد!

تو غبارا، تو سرابا دنبال خودت نگرد!

گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ!

زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد!

 

باورش کن منه تازه رو! خودِ خودِ توئه!

اون غریبه که عذاب لحظه هات شده توئه!

اون که تن میده به هر نقابی که مُده توئه!

 

گاهی وقتا صورتت مال تو نیست

گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه

گاهی حتی توی آینه خودتو

اشتباه می گیری با یکی دیگه

 

اگه توی پیرهنت آتشفشون داری، بیا!

اگه دست تو دستِ این حادثه میذاری، بیا!

خودِ تو زنده شده تو دلِ تو! رفیقکم!

اگه خواباتُ شکستی، اگه بیداری، بیا!

 

برگرفته از کتاب: مجموعه ترانه های تصور کن، نویسنده؛ یغما گلرویی.

منبع: سایت نیک جذب