هو اوپونو پونو؛ محدودیت صفر
ارسال شده در: فوریه 17, 2019, توسط : نیک جذب
پاکسازی یا هو اوپونو پونو
این مطلب را به اشتراک بگذارید


هو اوپونو پونو؛ محدودیت صفر

روش پنهان بومیان هاوایی در دستیابی به ثروت، سلامتی، آرامش و بسیاری امور دیگر

محدودیت صفر درباره بازگشت به حالت صفر، یعنی جایی که هیچ چیز وجود ندارد ولی همه چیز امکان پذیر است، می باشد. در حالت صفر هیچ فکر، کلمه، آرزو، خاطره، برنامه، باور یا چیز دیگری نیست، فقط هیچ. اگر خود اولین­ تان باشید (در وضعیت صفر قرار بگیرید) کسی نمی‌تواند چیز عالی، کامل، تمام عیار و درستی را از شما منع کند. اگر خود اولین ­تان باشید به طور خودکار کمال را در افکار، کلمات، رفتار و اعمال الوهیت تجربه خواهید نمود. ولی اگر به افکار مسموم ­تان اولویت بدهید آنگاه عیب و نقص را به طور خودکار در قالب بیماری، سردرگمی، نفرت، افسردگی، پیش داوری و فقر تجربه خواهید کرد. دکتر ایهالیاکالا هولن‌

ما انسانها از مقاومت همیشگی، پیوسته و لحظه به لحظه در برابر زندگی بی خبریم. این مقاومت همواره و پیوسته ما را از شناخت خود و همین طور از آزادی، شهود و بالاتر از همه از خدا دور نگه می­دارد. به طور خلاصه ما مردمان دور نگه داشته شده ای هستیم که بی هدف در صحرای ذهن خود می گردیم. نمی­توانیم به گفته‌ی عیسی مسیح که می­گوید: مقاومت نکن؛ اهمیتی بدهیم. از گفته دیگرش یعنی آرامش از من آغاز می‌شود نیز نا آگاهیم. مقاومت همواره ما را در حالتی از اضطراب و فقر معنوی، ذهنی، جسمی، مالی و مادی نگه می­دارد. ولی بر خلاف شکسپیر ما نمی­دانیم که پیوسته در حال مقاومت در مقابل جریان هستیم. به ازای هر ذره اطلاعاتی که خودآگاهانه تجربه می‌کنیم حداقل یک میلیون ذره اطلاعات ناخودآگاهانه وجود دارند؛ و آن یک ذره هم برای رستگاری ما بی‌فایده است.

هو اوپونو پونوی امروزی فرایندی از توبه، بخشایش و تحول است و در آن از عشق الهی درخواست می‌شود که انرژی‌های سمی را با وجود خودش خنثی کند. عشق این کار را با جریان یافتن در ذهن انجام می‌دهد و آغاز آن از ذهن روحانی یا همان خود برتر است. سپس این جریان به‌سوی ذهن منطقی و خودآگاه ادامه پیدا می‌کند و آن را نیز از انرژی‌های تفکر رها می‌سازد. نهایتاً به ذهن احساسی یا همان ناخودآگاه می­رسد، افکار را از احساسات سمی پاک و آن‌ها را از خودش آکنده می‌نماید. دکتر ایهالیاکالا هولن

شناخت خود از طریق هو اوپونو پونو نوعی فرایند حل مساله به کمک توبه، بخشایش و تحول است و هر کسی می‌تواند آن را روی خودش به کار گیرد. در این فرایند از خدا درخواست می‌شود که خاطرات غلطی را که در ناخودآگاه وجود دارند به صفر یا هیچ تبدیل نماید. لذا مسئولیت انجام کار با خودتان است. خاطرات غلطی که در ناخودآگاه وجود دارند مشکلات شما، اعم از اضافه‌وزن یا فرزند یا هر چیز دیگری را بازپخش می­نمایند. ذهن خودآگاه یا عقل هم هیچ سرنخی از موضوع ندارد و اصلاً نمی­داند که چه خبر است. در نتیجه هو اوپونو پونو به سراغ خداوند می­رود و همان است که می­داند که چه خاطراتی در ناخودآگاه بازپخش می‌شوند و باید به صفر تبدیل گردند.

 توقعات و قصدها هیچ اثری بر الوهیت یا خداوند ندارند. الوهیت هر کاری را در هر زمان که بخواهد و به شیوه‌ی خودش انجام می‌دهد. شما نمی‌توانید تصمیم بگیرید که نتایج بیرونی چه باشند. تکرار می­کنم که شما انتخاب می‌کنید ولی تصمیم نمی­گیرید.

هدف از زندگی بازگشت لحظه به لحظه به‌سوی عشق است. برای رسیدن به این هدف فرد باید بپذیرد که به طور 100 درصد مسئول وضعیت کنونی زندگی خود می‌باشد. باید به این نتیجه برسد که افکار او هستند که در هر لحظه زندگی او را به این شکلی که هست می­سازند. مشکل نه از افراد، مکانها یا موقعیتها، بلکه از فکر آن‌ها ناشی می‌گردد.

من مخلوق «من هستم» می­باشم پس همچون هر کسی و هر چیزی کاملم. آنچه کامل نیست خاطراتی است که واکنش می‌کنند و خود را به‌صورت داوری، نفرت، خشم، آزردگی و مزخرفات دیگری که در روح وجود دارند و فقط خدا از آن‌ها خبر دارد نشان می­دهند. اغلب مردم اصلاً نمی­دانند که مسئولیت به چه معنی است. دائماً در حال سرزنش دیگران هستند. وقتی بزرگتر و آگاهتر می‌شوند می­فهمند که مسئول گفتار و رفتار خود هستند. ولی پس‌ازآن و بعد از کسب آگاهی بیشتر تازه می‌بینید که مسئول گفتار و رفتار همگان هستند چون آن‌ها در تجربه‌ی زندگی­شان اتفاق افتاده اند. اگر شما واقعیت زندگی خود را می­سازید پس تمامی آنچه را که می‌بینید و از جمله آن بخشهایی را که از آن‌ها خوشتان نمی­آید خودتان ساخته اید.

بدیهی است که اگر از همه‌ی اموری که در حال وقوع‌اند آگاه نباشید نمی‌توانید آن‌ها را کنترل نمایید. این فقط هوای نفس است که باعث می‌شود فکر کنید که می‌توانید دنیا را به میل خود بسازید. ازآنجایی‌که نفس قادر نیست بخش عمده‌ای از وقایع کنونی دنیا را ببیند اگر به آن اجازه دهید که برایتان تصمیم بگیرد کار عاقلانه‌ای نکرده‌اید. می‌توانید انتخاب و نه کنترل نمایید. می­توانید ذهن خودآگاه­تان را برای گزینش تجربیاتی که ترجیح می‌دهید به‌کارگیرید ولی بعد باید از این‌که آیا، چگونه و چه وقت آن‌ها به وقوع می‌پیوندند دست‌بردارید. کلید موفقیت تسلیم شدن است.

چگونه خودتان یا هر کس دیگری را شفا دهید و سلامت، ثروت و شادکامی را کشف نمایید

در اینجا دو شیوه‌ی اثبات‌شده‌ی هو اوپونو پونو برای شفای خودتان یا هر کس دیگر ارائه می‌گردد. به یاد داشته باشید که هر چه که در دیگران می‌بینید در خود شما هم هست و لذا تمامی شفابخشی‌ها درواقع شفای خودتان می‌باشد. هیچ کس دیگری به جز شما وظیفه‌ی انجام این فرایند را ندارد. تمامی دنیا هم در اختیار شما است.

در ابتدا دعایی از مورنا ذکر می‌شود که باعث شفای صدها یا هزارها تن گردیده است. دعایی ساده و درعین حال قدرتمندی است:

ای خالق الهی،  اگر من یا خانواده‌ام، بستگانم یا نیاکانم از ابتدای خلقت تاکنون تو، یا آفریدگانت را با افکار، کلمات، کردار و اعمال خود رنجانده‌ایم طلب بخشش می‌کنیم … بگذار با این کار همه‌ی خاطرات منفی، موانع، انرژی‌ها و ارتعاشات؛ پاک، خالص، رها و بریده شوند و این انرژی‌های ناخواسته به نور خالص مبدل گردند و این‌طور خواهد شد.

شیوه‌ی موردعلاقه‌ی دکتر هولن‌ این است که پس از دعای مزبور بگویید «متاسفم» و «لطفاً مرا ببخش». این را به این قصد می­گویید که قبول دارید چیزی بدون این‌که بدانید آن چیز چیست وارد سامانه‌ی جسم یا ذهن شما گردیده است. اصلاً نمی‌دانید که ورود آن چگونه بوده است. نیازی هم نیست که بدانید. اگر اضافه‌وزن دارید صرفاً بدین معنی است که برنامه‌ای را که شمارا این‌گونه ساخته است گرفته‌اید. با ذکر «متاسفم» به الوهیت میگویید که از عمق وجودتان به خاطر هرچه که باعث این امر شده است طلب بخشش می­کنید. دقت داشته باشید که از الوهیت نمی‌خواهید که شمارا ببخشد بلکه از او می‌خواهید که شمارا یاری دهد تا خودتان را ببخشید. پس‌ازآن، «متشکرم» و «دوستت دارم» را ذکر می‌کنید. وقتی می­گویید «متشکرم» قدردانی خود را ابراز داشته‌اید و ایمان خود را به این‌که مساله به بهترین نحو برای همگان حل می‌شود نشان داده‌اید. ذکر «دوستت دارم» انرژی‌ گیر افتاده در درون شما را متحول و جاری می‌سازد و شما را مجدداً به الوهیت پیوند می‌دهد. ازآنجایی‌که وضعیت صفر همان عشق ناب است و هیچ محدودیتی ندارد شما با بیان عشق خود شروع به حرکت به‌سوی آن وضعیت نموده‌اید.

آنچه بعدازآن اتفاق می­افتد بستگی به الوهیت دارد. شاید به شما الهام شود که کار خاصی را انجام دهید. آن کار را، هر چه که هست، بکنید. اگر راجع به آن عمل مطمئن نیستید همان روش شفابخشی را بر روی این سردرگمی خود به‌کارگیرید. هرگاه به قطعیت رسیدید می­دانید که چه‌کار باید بکنید. این شیوه‌ی ساده ‌شده‌ی هو اوپونو پونوی امروزی برای شفابخشی است.

برای اینکه کار خاطرات یک‌بار و برای همیشه پایان یابد، باید آن‌ها را یک‌بار و برای همیشه تا حد نابودی پاکسازی کرد.

ذهن خودآگاه یک  انتخاب دارد: می‌تواند پاکسازی دائمی را آغاز نماید یا اینکه به خاطرات اجازه دهد که مشکلات را دائماً بازپخش کنند.

منبع: کتاب هواوپونو پونو؛ نویسنده: جو ویتالی؛ مترجم: فرهاد فروغمند

مطلب بالا و کتابهای دیگری که در مورد هو اوپونو پونو خواندم مرا به این فکر انداخت: خواندن فاتحه برای رفتگان به نوعی تاثیر مثبت روی زندگی خودمان دارد. چون وقتی خدا آنها را ببخشد و بیامرزد نتایج اعمال گذشتگان روی زندگی ما سایه نمی اندازد و به جای آن در پرتوی عشق الهی قرار می گیریم. پس از این به بعد هر روز یک فاتحه را نثار روح همه مردگان کنیم تا خاطره های گذشته که به شکل شرایط نامساعد در جهان می بینیم به رحمت خداوند پاک شوند و عشق الهی جایگزین همه آنها شود. با هو اوپونو پونو می توانیم بازپخش خاطرات را متوقف کنیم.

دوست داری لاغر بشی یا می خوای تا آخر عمرت به جای سلامتی، چربی ذخیره کنی؟ کلیک کن تا راه لاغری بدون ورزش و رژیم رو نشونت بدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code