تصویر ذهنی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

تاثیر تصویر ذهنی بر زندگی

آنتونی رابینز: “کارهایی که می توانیم و نمی توانیم، انجام دهیم و آنچه را که ممکن یا غیرممکن می پنداریم به ندرت ناشی از توانایی واقعی ماست، بلکه بیشتر از عقایدی که نسبت به خود داریم سرچشمه می گیرد.”

برای درک قدرت تصویر ذهنی در ابتدا 3 داستان تکان دهنده را برایتان نقل می کنم:

داستان اول تصویر ذهنی – باور محدود کننده ی یک فیل:

برای عده ای که در سیرک­ها فیل عظیم الجثه ای را می بینند که با زنجیری به تیرکی بسیار کوچک بسته شده است، همیشه این سوال بوده که چرا فیل هیچگونه حرکتی برای رهایی خود نمی کند. اگر از مسئول سیرک این را بپرسید، او به شما خواهد گفت که این فیل را از زمانی که خیلی کوچک بود، برای اولین بار با زنجیر به تیرک بستند. آن زمان قدرت کافی برای کندن آن را نداشت. او به زودی فهمید که سعی در کندن تیرک بی فایده است و آن را به عنوان یکی از شرایط زندگی خود پذیرفت. اکنون که قدرت کافی برای آزاد ساختن خود دارد ولی چون این باور را پذیرفته است که نمی تواند از زنجیر رهایی پیدا کند هیچ کوششی در این راه از خود نشان نمی دهد. گاهی فیل ها با بسته بودن پایشان به تیرکی که می توانند آن را به راحتی از زمین بکنند در آتش سوزی می میرند.

داستان دوم تصویر ذهنی – ثبت رکورد جدید:

 در یک باشگاه بدنسازی، از ورزشکاری پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد پیشینش خواستند که رکورد جدیدی ثبت کند. اما او موفق  به این کار نشد. سپس از او خواستند که وزنه ای که 5 کیلوگرم کمتر بود را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات اشتباه به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله ی اول از عهده ی بلند کردن وزنه ای بر نیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او با این “باور” وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.  

داستان سوم تصویر ذهنی- زنبورِ چاق:

در قسمت های از آمریکای جنوبی، نوعی زنبور زندگی می کند که طبق فرضیه مربوط به حرکت در فضا و به علت حجم بدن و وزنش، نسبت به وسعت بالها، قادر به پرواز نیست ولی چون این نوع زنبور از این حقایق غیرقابل انکار علمی، آگاه نیست پرواز می کند.

افزایش اعتماد به نفس
تصویر ذهنی

دکتر ماکسول مالتز، جراح پلاستیک، هر روز در مطب خود شاهد حضور انبوه کسانی بود که برای از بین بردن اشکالات و عیب­های ظاهری خود به او مراجعه می کردند. او می دید که عمل جراحی پلاستیک منجر به تغییرات شگرف و عمیق شخصیتی در مراجعه کنندگان می شود، به نحوی که آنها با روحیه و اعتماد به نفس بسیار بالایی زندگی جدید خود را آغاز می کنند. اما دکتر مالتز در درازمدت متوجه شده بود که عمل جراحی همیشه موجب تغییر روحی و روانی افراد نمی شود. برخی علیرغم اینکه تغییر چشمگیری در زیبایی صورتشان رخ می داد هنوز دچار خجالت و کمرویی بودند و تمایل به تنهایی و انزوا در آنها مشاهده می شد. این مسئله، دکتر مالتز را به تامل و تحقیق در این زمینه واداشت تا بالاخره بعد از مدت ها تفکر و کنکاش موفق به کشف و ارایه نظریه مهم و معروف “تصویر ذهنی” گردید.

براساس این نظریه، در ذهنیت هر فرد تصویر و باوری از خود، شکل گرفته است. تصویر ذهنی هر فرد است که به او می گوید چه کسی هست و قادر به انجام چه کارهایی است، سزاوار داشتن چه نوع زندگی است و امور و اتفاقات را تا چه اندازه می تواند کنترل کند. دکتر مالتز، پی برد هرچند بعضی افراد دارای ظاهری مناسب و مطلویند اما به خاطر مغشوش بودن سیمای درونی ذهنی شان، احساس خوبی نسبت به خود ندارند و با دست کم گرفتن خود، زندگی شان را محدود می کنند. آنچه باید انجام گیرد، عمل جراحی بر روی تصویر درونی افراد است. او پس از آن تا پایان عمرش وقت خود را صرف کمک به مردم برای از بین بردن چین و چروک­های صورت روانی آنها کرد. مطالعه کتاب روانشناسی تصویر ذهنی اثر ماکسول مالتز را به شما پیشنهاد می کنم.

نورمن وینسنت پیل : “هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص می کند که او چه می شود. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید “هستید” نمی توانید بیش از آنچه باور دارید “می توانید” انجام دهید.”

منبع: کتاب شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید، نویسنده: مسعود لعلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code