موفقیت

سخنرانی انگیزشی

سخنرانی انگیزشی، کلیپ انگیزشی صبحگاهی

متن انگیزشی برای افزایش انرژی

دوستان من اگر می خواهید زندگی خود را تغییر دهید  باید فیزیولوژی خود را تغییر دهید و باید تمرکز خود را تغییر دهید. وقتی می‌خواهید ثروتمند شوید، می‌خواهید به معنای واقعی کلمه ثروتمند شوید، می‌خواهید همه چیز را به دست آورید. باید بدانید که این یک شرط بندی نیست، شما باید فضا را خیلی خوب بشناسید. و برای پیشرفت مداوم خود وقت بگذارید.

فرصت برای خودآموزی وجود دارد. ما باید روانشناسی خود را تغییر دهیم اگر در حال تحصیل و یادگیری مهارت های ارزشمند هستید شما در حال رشدید. بنابراین به جای گله کردن، باید از خود بپرسید کدام مهارت ها در بازار کار ارزشمند هستند.  و چگونه می توانم بیشتر از هر چیزی روی خودم کار کنم؟ باید بیشتر تغییر کنم و کارهای بیشتری انجام بدهم.

وقتی آنتونی رابینز در مصاحبه اش از وارن بافت پرسید: مهمترین سرمایه گذاری که در زندگی اش انجام داده چه بوده است. او پاسخ داد: رفتن پیش کارنگی. او گفت: برای توسعه خودم پیش او رفتم که این مهمترین سرمایه گذاری است. آن مجموعه مهارت ها، یادگیری نحوه متقاعد کردن، نحوه صحبت کردن، یادگیری تاثیرگذاری. اگر نمی توانستم تاثیر گذار باشم تمام ایده های من روی لبانم می مردند، و من این مهارتها را از آن دوره کوچک یاد گرفتم، این ارزشمندترین سرمایه گذاری است که در عمرم انجام داده ام.

یک لحظه به این فکر کنید.

مطمئن شوید کاری که انجام می دهید واقعاً تفاوت ایجاد می کند. مطمئن شوید که وقت خود را صرف فعالیت هایی می کنید که مولد هستند. و شما را به سمت هدفتان می برند. یک نقل قول محبوب وجود دارد که می گوید: فردی که پنج سال دیگر خواهید بود، بر اساس کتاب‌هایی است که می‌خوانید و افرادی که امروز با آنها معاشرت می‌کنید. شخصی که در آینده خواهید بود تحت تاثیر همه کارهایی است که امروز انجام می دهید.

حرفهای که از مردم شنیده اید، نظراتی را که باور داشتید، کتاب هایی که می خوانید یا ویدیوهایی که تماشا می کنید، تمام اطلاعاتی که مثبت یا منفی دریافت می کنید بر آینده شما تأثیر می گذارد. نتیجه تمریناتی که انجام می دهید یا انجام نمی دهید، در آینده نمایان خواهد شد. غذاهایی که امروز می خورید آینده  و انرژی شما را به طور محسوسی تحت تاثیر قرار می دهد. همین امر در مورد افکار و اطلاعات شما صادق است.

آنچه به ذهنتان می خورانید آینده شما را شکل می دهد.

اگر تنها کاری که انجام می دهید این است که زباله ها را جمع آوری کنید، حدس بزنید که آینده شما چه خواهد شد. متعهد شوید که معدن خود را با افکار موفق تغذیه کنید و همینطور  اطراف خود را با کسانی که همان جاه طلبی را دارند پر کنید. مهم نیست که آن اطلاعات را از کجا به دست می آورد، می توانید مطالب را بخوانید یا اینکه از طریق پادکست ها یا ویدیوها به آن دسترسی پیدا کنید. مهم نیست. فقط مراقب باشید که ذهن خود را هر روز تغذیه کنید.

خود آینده شما به شما التماس می کند که مانند بقیه نباشید.  بیشتر یاد بگیرید، سخت تر تلاش کنید، باهوش تر از بقیه عمل کنید. خود آینده شما به شما التماس می کند که کار را همین الان انجام دهید تا بتوانید بعداً لذت ببرید.

اگر ذهن خود را با موفقیت تغذیه نکنید، آن را در حد متوسط نگه می دارید. کاری که هر روز انجام می دهید، آینده شما را تعیین می کند. اگر موفقیت می خواهید هر روز برای آن کاری کنید. اگر می خواهید به تناسب اندام برسید هر روز کاری برای آن انجام دهید. اگر آرامش و خوشبختی می خواهید، هر روز کاری برای رسیدن به آنها انجام دهید.

اقدامات شما با نتایج شما برابری می کند.

به خودتان بگویید:

ذهن من قدرتمند است.

من قدرتمندم.

 افکارمن قدرتمند است.

باورهای من قدرتمند است.

آدم های منفی می گویند: من نمی توانم،  شما بگویید من می توانم آنها می گویند، نمی خواهم انجام دهم، اما شما بگویید من انجام خواهم داد.

آنها می گویند، من نیستم، شما بگویید، من هستم.

من بی حد و حصر هستم.

من هستم.

چیزی نیست که من نتوانم باشم.

هیچ کاری نیست که نتوانم انجام دهم.

هیچ چیزی نیست که نتوانم داشته باشم..

در ذهن من هیچ محدودیتی وجود ندارد. من بی حد و حصر هستم.

تکرار کنید:

چیزی نیست که من نتوانم باشم.

هیچ کاری نیست که نتوانم انجام دهم.

هیچ چیزی نیست که نتوانم داشته باشم.

هیچ محدودیتی در ذهن من وجود ندارد.

چیزی درون ماست که می خواهد اوضاع را بهتر کند. ما می خواهیم بهتر باشیم. اما اتفاقی که می افتد این است که همه بدنی عالی می خواهند، اما هیچ کس نمی خواهد ورزش کند. درست است؟

می دانید، ما باید درک کنیم که پیشرفت مساوی است با خوشبختی.

اگر بدانید چه می خواهید و پیشرفتی مداوم داشته باشید. شما به آنجا که می خواهید می رسید. نتایجی که می خواهید واقعاً رخ می دهد. اول، یک چشم انداز قانع کننده را به خاطر بسپارید.

واقعا چه می خواهید؟

چه چیزی شما را هیجان زده می کند؟ هدف شما باید قابل اندازه گیری باشد و باید به شما انرژی حرکت کردن بدهد. شما به دلایل کافی برای ادامه دادن مسیر در شرایط سخت نیاز دارید. به یک نقشه راه نیاز دارید که هدایتتان کند. یک لیست از اقدامات اصلی به شما کمک می کند تا شکاف بین جایی که هستید و جایی که می خواهید باشید را کاهش دهید. و در نهایت قدم به جلو بگذارید.

میخواهید چه کاری انجام دهید؟

چه چیزی را تجربه کنید؟

به چه کسانی کمک کنید؟

می خواهید به چه چیزی مسلط شوید؟

واقعا چه آرزویی دارید؟ نقشه شما چیست؟

چه اقداماتی باید برای واقعی کردن آرزویتان انجام دهید؟

اگر امروز اقدام کنید، می توانید هر چیزی را تغییر دهید.

به خودتان بگویید:

من چیزهای خوبی در خود دارم و این امکان وجود دارد که بتوانم عظمت خود را اینجا در این جهان به نمایش بگذارم، می توانم کاری را که می خواهم انجام دهم. ممکن است  بتوانم کتاب خودم را بنویسم.

من می توانم کسب و کار خودم را داشته باشم من می توانم به دور دنیا سفر کنم. صرف نظر از اینکه کجا هستم، همه چیز می تواند برای من بهتر شود.

می خواهم داستانی را برایتان تعریف کنم

روزی دو مرد با تحصیلات بالاو شرایط مشابه  از کار خود بیکار شدند. یکی از آنها ناامید شد و در خانه ماند و به تماشای تلویزیون پرداخت. کارش شده بود مشاجره با همسرش، نوشیدن آبجو، تلفن زدن و صحبت کردن با دوستان بیکار و منفی باف خود. او تسلیم شده بود. مرد دیگر هر بار که فرصتی پیدا می‌کرد، به دنبال کار می‌گشت. مدام از مردم در باره کار می پرسید، روزنامه ها و رسانه ها را به دنبال کار چک می کرد. به هر جایی که می توانست برای پیدا کردن شغل برود می رفت. اما جوابی که می گرفت این بود: شما تحصیلات زیادی دارید،  بیش از حد واجد شرایط هستید، شما به اندازه کافی اینجا نخواهید بود. او به تلاشش ادامه داد و به جایی رفت و گفت، اگر نمی توانید مرا استخدام کنید، از استعدادهایم استفاده کنید از توانایی ها و مهارت هایم. من نمی خواهم در خانه بنشینم و کاری انجام ندهم. لازم نیست به من حقوق بدهید. فقط به من اجازه بدهید داوطلبانه کار کنم. خیلی خب، من فقط می خواهم کار کنم، می خواهم مشغول باشم و  کارش را در آن شرکت شروع کرد.

او آخرین نفری بود که هر روز آنجا را ترک می کرد. بهترین کارمند آنجا شده بود. چهار هفته بعد، یکی از مدیران ارشد استعفا داد. آنها به دنبال جایگزین بودند، حدس بزنید چه کسی را انتخاب کردند همان  مردی که داوطلبانه وقت خود را صرف شرکت می کرد. او کار را بدست آورد.

تفاوت بین این دو مرد چه بود؟

دید و ذهنیت

دید  بر اساس ظاهر قضاوت می کند.

اما ذهنیت چگونگی تفسیر دیده هاست.

مرد اول گفت، این امکان پذیر نیست. کارم تمام شد، من نمی توانم کار دیگری انجام دهم. نمی توانم این اتفاق را درست کنم. بارها و بارها با رد شدن مواجه شدم. من دیگر دنبال کار نمی روم. هیچ شغلی وجود ندارد. او کاملا تسلیم شده بود.

اما مرد دوم، با وجود “نه” شنیدن و طرد شدن، علیرغم آنچه روزنامه ها می نوشتند. این احساس را داشت که  ممکن است کسی در جایی به من کاری بدهد. او فقط به این فکر می کرد که ممکن است. و این کاری است که ما باید با رویاهایمان انجام دهیم. علی رغم اتفاقاتی که قابل پیش بینی نیستند و ممکن است ما را تا مرز تسلیم شدن پیش ببرند، باید امیدوارانه  این احساس را در خود پرورش دهیم که امکان واقعی شدن رویاهایمان وجود دارد.

برگرفته از سخنرانی انگیزشی تونی رابینز,گرانت کاردون,باب پراکتور,رابین شارما,لس براون

برای دیدن کلیپ انگیزشی صبحگاهی روی لینک زیر کلیک کنید:

تماشای کلیپ 9 دقیقه انگیزشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code