کار کوچک، نتایج بزرگ

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اگر کار کوچکی با دقت و به طور مداوم و از روی محبت انجام شود دیگر کوچک نیست. “استفان کاوی”

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می زد. مردی را از فاصله دور می بیند که مدام خم می شود و چیزی را از روی زمین برمی دارد و توی اقیانوس پرت می کند. نزدیک تر که می شود، می بیند مرد بومی صدف هایی را که به ساحل می افتد در آب می اندازد.

– صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟

– این صدف ها را داخل اقیانوس می اندازم. الان موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مُرد.

– دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران هزار صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی توانی آن ها را به آب برگردانی، خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست، نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند!

مرد بومی لبخند می زند، خم می شود و دوباره صدفی را بر می دارد و آن را به دریا می اندازد: برای این یکی اوضاع فرق کرد.

نتیجه: مادر ترزا معتقد استما نمی توانیم کارهای بزرگی را روی کره ی خاکی انجام دهیم اما می توانیم کارهای کوچک را با عشق بزرگ انجام دهیم.” و کار کوچکی که با عشق بزرگ صورت می گیرد دیگر یک کار کوچک نیست، کاری بزرگ است و کارهای بزرگ نتایجی بزرگ در پی دارند.

منبع: کتاب شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید؛ نویسنده: مسعود لعلی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code