تجسم

مستند راز –  بخش پنجم

مستند راز  بخش پنجم

جذب خواسته ها
جذب خواسته ها

وقتی که من با استون کار میکردم اون  بهم گفت میخوام یه هدفو مشخص کنی که اونقدر بزرگ باشه که اگه بهش برسی از تعجب خشکت بزنه. و اینو بدونی که فقط به خاطر چیزی که من به تو یاد دادم تونستی به این هدف برسی.

خب اون موقع من سالی حدود 8 هزار دلار درآمد داشتم و به دلیلی میخواستم هدفامو طوری انتخاب کنم که بشه ارزش مشخصی براش قائل شد. پس من گفتم که میخوام 100 هزار دلار در یک سال در بیارم. و هیچ ایده ای هم نداشتم که چطور این کارو بکنم. هیچ استراتژی و هیچ امکانی رو تصور نمیکردم ولی با خودم گفتم من اینو اعلام میکنم. واضح بیان میکنم و بهش ایمان خواهم داشت. یه جوری رفتار میکنم که انگار اتفاق افتاده و منتشرش میکنم و من این کارو کردم.

یکی از چیزهایی که اون یادم داد این بود که هر روز چشمامو ببندم و اهدافمو تجسم کنم. به شکلی که الان بهشون رسیدم.

و منم برای خودم یه اسکناس 100 هزار دلاری درست کرده بودم که چسبونده بودمش به سقف، اینطوری اون اولین چیزی بود که بعد از بیدار شدنم میدیدم. به بالا نگاه میکردم و اون اونجا بود و بهم یادآوری میکرد که خواسته ی من اینه. و بعد من چشمامو می بستم و داشتن این 100 هزار دلار رو تجسم میکردم. روش زندگیمو. جالبه که در سه روز آینده هیچ اتفاق خاصی نیوفتاد. خیلی ناگهانی وقتی که زیر دوش بودم یه ایده 100 هزار دلاری به ذهنم رسید. من یه کتاب داشتم که خودم نوشته بودم و به خودم گفتم که اگه بتونم 400 هزار نسخه از کتابمو هر کدوم 25 سنت بفروشم اونوقت 100 هزار دلار گیرم میاد.

خب کتاب که آماده بود ولی من هرگز این فکر رو نداشتم. فکر میکنم یکی از رازها هم همین باشه. وقتی شما افکار الهام شده ای دارید باید بهشون اعتماد کنید و باید به اونها عمل کنید. خب ولی من نمی دوستم چطور باید این کار رو بکنم. نمی دونستم که چطوری میتونم 400 هزار نسخه رو بفروشم. هرگز این کارو نکرده بودم. و بعد مجله نشنال ENQUIRER رو توی سوپر مارکت دیدم. من اونو میلیونها بار دیده بودم. فقط به عنوان پس زمینه. ولی ناگهان اون به سمت من پرید و شد تصویر اصلیم. من با خودم گفتم: اوه اگه خواننده های مجله درباره ی کتاب من بدونن مطمئنا 400 هزار نفر خواهند رفت و اونو خواهند خرید.

  • نطق زیبایی بود. میخوام باهاتون مصاحبه کنم. بذارید کارتمو بهتون بدم.
  • خبرنگار کجایین؟
  • من آزاد کار میکنم. مقالاتمو میدم به نشنال ENQUIRER

یاد سریال معجزه های باورنکردنی افتادم.  فهمیدم این واقعیت داره. بعد اون مقاله چاپ شد و فروش کتاب من شروع کرد به بالا رفتن. ولی نکته ای که من میخوام بگم اینه که من داشتم تمام این اتفاقات متفاوت و اون خبرنگار رو به زندگیم جذب میکردم. خلاصه اینکه من اون سال 100 هزار دلار رو بدست نیاوردم. ما 92 هزار و 327 دلار درآوردیم. ولی فکر میکنید که افسرده شده بودیم و میگفتیم نه جواب نمیده؟

نه! ما میگفتیم: خدایا این شگفت انگیزه.

و حتی همسرم به من گفت: وای اگه این برای 100 هزار دلار عملیه، فکر میکنی برای 1 میلیون دلار هم عملی باشه؟ و من گفتم نمیدونم فکر میکنم بشه، بیا امتحانش کنیم. و ناشر من در واقع برام یه چک کشید. اون چک حق تالیف بود برای اولین کتاب سوپ مرغ برای روح. اون یه صورت خندان روی امضاش کشیده بود چون اولین چک یک میلیون دلاریش بود. پس من از تجربه ی خودم آگاهم چون خودم میخواستم که امتحانش کنم که آیا واقعا این راز عمل میکنه؟  ما اون رو به آزمایش گذاشتیم و اون کاملا عمل کرد و من زندگیمو به همین روش ادامه میدم تمام روزامو.

راز قانون جاذبه
راز قانون جاذبه

خب من میتونم فکر کنم که خیلی ها که الان دارن این فیلم رو میبینن چی فکر میکنن. و اون اینه که من چطور میتونم پول بیشتری رو به زندگیم جذب کنم. چطور میتونم بیشتر از اون اسکناس های سبز گیر بیارم. چطور میتونم ثروت و مکنت بیشتری فراهم کنم. چطور وقتی که شغلم رو دوست دارم میتونم با مشکل بدهکاریهام مواجه بشم. و این باور رو که ممکنه سقفی برای پولی که من درمیارم وجود داشته باشه. چون من دارم از طریق شغلم پول در میارم. چطور میتونم بیشتر در بیارم؟

قصدش رو داشته باشید.

این برمیگرده به یکی از اون چیزهایی که ما در طول تمام این برنامه داشتیم در موردش صحبت میکردیم. وظیفه ی شما اینه که اون چیزی که میخواید از کاتالوگ کائنات انتخاب و اعلام کنید. خب اگه پول یکی از اینهاست، بگید که دوست دارید چقدر داشته باشید.

من دوست دارم که 25 هزار دلار درآمد غیرمنتظره داشته باشم اونم در 30 روز آینده یا هرجور آرزوی دیگه ای که دارید.

اگر مردم هدفشون خلاص شدن از بدهکاریه این شمارو تا ابد بدهکار نگه میداره. هر آن چیزی رو که بهش فکر میکنید جذب خواهید کرد. شما میگید اون خلاص شدن از قرضه؟ اگه دارید به بدهکاری فکر می کنید. بدهکاری رو جذب می کنید. یه برنامه ی پرداخت قبوض اتوماتیک طراحی کنید و شروع کنید به تمرکز بر ثروت.

مردم به من میگن من دوست دارم درآمدم رو در سال آینده دو برابر کنم. ولی وقتی که به اعمالشون نگاه میکنیم می بینیم اونا کارهایی که برای این هدف لازمه انجام نمیدن. انوقت فوری برمیگردن و میگن خب من نمیتونم پول اینو بدم خب باشه، میدونین چیه؟ کائنات میگه: فرمانبردارم سرورم.

وقتی که اولین بار راز رو فهمیدم برام قبض میومد هر روز یه دسته قبض لای نامه ها برام میومد و من فکر میکردم که چطور میتونم این وضع رو تغییر بدم. قانون جاذبه بیان میکنه که اون چیزی رو که روش تمرکز کنید به دست خواهید آورد. پس من یه صورت حساب بانکی گرفتم روی مجموع موجودی رو لاک گرفتم و یک موجودی جدید رو جای اون وارد کردم. دقیقا همون مقداری رو که دوست داشتم توی بانک داشته باشم نوشتم.

خب چی میشه که اگه تجسم کنم که با نامه هام یه دسته چک برام میاد. بعد از اون تجسم کردم که یه دسته چک با نامه هام برام اومده در کمتر از یک ماه همه چیز شروع به تغییر کرد. و این خیلی جالبه امروز دیگه فقط تو نامه ها برام چک میاد. یه چند تا قبض میاد ولی بیشتر از قبض ها برام چک میاد.

من با این فکر بزرگ شدم که باید برای پول سخت کار کرد و بعد من این فکر رو با این عوض کردم که پول راحت بدست میاد. به نظر مثل یک دروغ میاد درسته. یه قسمت از مغزتون هست که خواهد گفت: ای دروغگو خیلی هم سخته. پس باید بدونید که این برو بیا تا مدتی مثل مسابقه ی تنیس وجود خواهد داشت.

وقتی موضوع ایجاد ثروت به میان میاد. ثروت یه قرارداد ذهنیه. همش به این برمیگرده که شما چطور فکر کنید.

من میتونم بگم که 80 درصد آموزشهایی که من به صورت خصوصی به افراد میدم در مورد روانشناسی اونها و نحوه ی تفکرشونه و میدونم که وقتی افراد اینو میشنون میگن: اوه شما میتونید ولی من نمیتونم. هر انسانی قابلیت تغییر در روش برقراری ارتباط و تعاملش با پول رو داره.

در حقیقت تنها یک رودخانه ی خوشبختیه که جریان داره. این رودخانه ای از انرژی مثبت خالص و جهان هستی  و هرآنچه ما میشناسیم. فقط سرشار است از او،  این جهانیه که برمبنای خوشبختی ساخته شده. و این خوشبختی بی حد و حصر وجود داره و هنگامی که شما اجازه میدید که این رودخانه جریان پیدا کنه با تمام وجود احساس بسیار بسیار خوبی خواهید داشت.

برای خواندن قسمتهای دیگر این مقاله از لینکهای زیر استفاده کنید: 

مستند راز – بخش اول

مستند راز – بخش دوم

مستند راز – بخش سوم

مستند راز – بخش چهارم

مستند راز – بخش پنجم

 

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

 

مستند راز – بخش چهارم

مستند راز بخش چهارم

جذب خواسته ها
جذب خواسته ها

بیشتر مردم به شرایط فعلی شون نگاه میکنن و میگن این من هستم. ولی این شما نیستید این چیزیه که شما بودید. بیاین همین الان یه نگاهی به شرایط و روابط فعلی شما بندازیم. بیاید برای مثال فرض کنیم پول زیادی توی حساب بانکیتون ندارید یا مثلا روابط اجتماعی که میخواید ندارید یا سلامتی و تناسب اندامتون اون چیزی که میخواید نیست. این پیامد باقیمونده ی افکار و اعمال گذشته ی شماست. خب پس ببینید ما همواره داریم در همین باقیمانده ی افکار و اعمالی که در گذشته مرتکب اونها شدیم زندگی میکنیم. وقتی شما به حال و روز فعلی تون نگاه میکنید و خودتون رو برمبنای اون تعریف میکنید. خودتون رو محکوم کردید با داشتن دقیقا همین حال و روز در آینده.

هرآنچه که ما هستیم نتیجه ی افکاری است که ما داشته ایم. بودا

خب حالا چه کاری میتونید انجام بدید که با اون شروع کنید و زندگیتون رو تغییر بدید. من بهتون دو، سه تا چیز میگم.

شروع کنید به تهیه ی فهرستی از چیزهایی که از داشتنشون شکرگزارید. با این شروع کنید چون این کار انرژیتون رو بالا میبره، شروع میکنه به تغییر دادن افکارتون.

اگر قبل از این تمرین شما گرایش به تمرکز روی چیزهایی که ندارید داشتید و شاید تمرکز بر روی شکایت کردن داشتید، وقتی شما این تمرین رو انجام بدید؛ شروع به حرکت در مسیری متفاوت خواهید کرد. شروع خواهید کرد به شکرگزاری برای هر آنچه به شما احساس خوبی میده.

شکرگزاری قطعا روش آوردن فراوانی به زندگی شماست.

وقتی مردی برای همسرش کاری میکنه و ازش قدردانی میشه اون مرد دوست داره بیشتر انجام بده. مسئله همیشه همون قدردانیه. اون همه چیزو جذب میکنه. همه چیز به کمکتون میاد.

من سالهاست که دارم میگم هرچیزی که بهش فکر کنیم و بابتش تشکر کنیم به سراغمون خواهد اومد.

این همون احساسیه که باید داشته باشید. و در مورد خودم باید بگم که در مورد من تمرین بسیار خوبی بوده که هر روز صبح بیدار بشم و بگم متشکرم. هر روز صبح که پاهامو میذارم زمین میگم متشکرم. بعد شروع میکنم به دوره کردن چیزهایی که بابتشون شکرگزارم. وقتی دندونامو مسواک میزنم کارهایی که صبح انجام میدم فقط به اون چیزها فکر نمیکنم بلکه اجرا هم میکنم و اون احساس شکرگزاری رو در وجودم حس میکنم.

وقتی که قانون جاذبه رو فرا گرفتم میخواستم که واقعا اونو به کار ببندم و ببینم که واقعا درسته؟ و می دونید چه اتفاقی میوفته؟ سال 1995 شروع کردم به درست کردن یه چیزی به نام تابلوی تجسم و اون چیزهایی که میخواستم بهشون برسم و اون چیزهایی که میخواستم جذب کنم. مثل یه ماشین یا یه ساعت یا همسر رویاهام در نظر میگرفتم و عکسی رو از اون چیزی که میخواستم روی این تابلو که تابلوی تجسم بهش میگفتم میچسبوندم. و هر روز توی دفترم می نشستم و به این تابلو نگاه میکردم و شروع میکردم به تجسم و واقعا به این حس میرسیدم که به همشون دست پیدا کردم.

داشتیم برای اسباب کشی آماده میشدیم و تمام اثاثیه رو و تمام جعبه ها رو میذاشتیم توی انبار و در طی 5 سال من 3 بار اسباب کشی کردم و در آخر هم به کالیفرنیا رفتم و این خونه رو خریدم. حدود یه سال هم تعمیرش کردم و بعد تمام اثاثیه مو از خونه ی 5 سال پیشم به این خونه آوردم. یه روز حدود ساعت هفت و نیم صبح پسرم اومد توی دفتر من؛ و یکی از جعبه هایی که 5 سال بود بسته بندی شده بود درست جلوی در بود و پسرم اومد تو و نشست روی اون جعبه و شروع کرد به کوبیدن روی جعبه و من گفتم: عزیزم میشه لطفا بس کنی؟ من اینجا دارم کار میکنم. پرسید: چی توی این جعبه هاست پدر؟

  • خب عزیزم اونا تابلوهای تجسم هستن.
  • تابلوی تجسم دیگه چیه؟

من گفتم: خب اون یه جایی که من هدفامو بهش می چسبونم. عکساشونو میبرم و همه رو می چسبونم. به عنوان چیزهایی که میخوام بدست بیارم. خب البته اون 5 سال و نیمش بود و اینو نمی فهمید و من گفتم: خب بذار نشونت بدم پسرم اینطوری راحت میفهمی چی میگم. من جعبه رو باز کردم و هنگامی که تابلوی تجسم رو کشیدم بیرون یه عکسی اونجا بود از یه خونه که من 5 سال پیش تجسمش میکردم و اون چیزی که برام خیلی تکون دهنده بود این بود که ما الان داشتیم توی اون خونه زندگی میکردیم. نه یه خونه مثل اون من خونه ی رویاهامو خریدم، بازسازیش کردم و حتی اینو نمی دونستم و من به اون خونه نگاه کردم و شروع کردم به گریه، به خاطر اینکه خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم.

  • چرا داری گریه میکنی؟
  • عزیزم بالاخره فهمیدم که قانون جاذبه چطور عمل میکنه و بالاخره قدرت تجسم رو درک کردم. حالا کاملا درک میکنم. تمام چیزهایی رو که خوندم تمام چیزهایی رو که باهاشون کار کردم در تمام عمرم. که چطور اون شرکتهارو تاسیس کردم. در مورد خونه هم همین اتفاق افتاد. و من خونه ی رویاهامو خریدم و خودمم خبر نداشتم.

تخیل همه چیز است. تخیل پیش درآمدی از جاذبه های آینده ی زندگی است. آلبرت انیشتین.  

تصمیم بگیرید که چه چیزی میخواید. ایمان داشته باشید که میتونید داشته باشید شی ای رو که شایستگی شو دارید. و ایمان داشته باشید که برای شما امکان پذیره و بعد هر روز برای چند دقیقه چشماتونو ببندید و داشتن اون چیزهایی رو که میخواید تجسم کنید. و احساس داشتن اونها رو به خوبی تصور کنید. از اون بیاین بیرون. و به چیزهایی فکر کنید که الان به خاطرشون شکرگزارید و واقعا ازش لذت ببرید. باشه؟ و بعد روزتونو ادامه بدید.

هرچه را که ذهن انسان بتواند درک کند میتواند به دست بیاورد. کلمنت استون.

  

برای خواندن قسمتهای دیگر این مقاله از لینکهای زیر استفاده کنید: 

مستند راز – بخش اول

مستند راز – بخش دوم

مستند راز – بخش سوم

مستند راز – بخش چهارم

مستند راز – بخش پنجم

 

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

تمرینات قانون جذب

تمرینات قانون جذب

تابلو آرزوها
تمرینات قانون جذب

تابلو آرزوها

استفاده از تابلوی آرزوها تمرینی محبوب برای رسیدن به همان چیزی است که در زندگی می‌خواهید.به زبان ساده، این تابلو شامل تصاویر و کلماتی است که آنچه را می‌خواهید جذب کنید به شما یادآوری می‌کند. برای استفاده از تابلوی آرزوها باید دو کار انجام دهید:

 اول: برای پیدا کردن تصاویر و کلمات مناسب وقت صرف کنید و آنها را روی تابلو بچسبانید. این کار نوعی تعهد شخصی نسبت به خواسته‌هایتان ایجاد می‌کند و برای تجسم آنچه واقعا می‌خواهید به شما کمک می‌کند.

دوم: تصاوير روی تابلو به عنوان يادآوري بزرگي از خواسته هاي شما خدمت مي‌کنند. هر روز به تخته نگاه کنید و آنچه را می‌خواهید به دست آورید به خود یادآوری کنید.

ایجاد یک تابلوی آرزو آسان است. با استفاده از اینترنت یا مجلات، تصاویری که نشان دهنده‌ی خواسته شماست پیدا کنید از آنها پرینت بگیرید و در تابلو از آن استفاده کنید. استعاری و با معنا بودن تصاویر مهم نیست؛ مهم این است که تصاویر با خواسته‌های شما مرتبط باشند.  تصاویر را روی یک تخته بچسبانید و در مکان برجسته‌ای که هر روز جلوی چشمتان باشد قرار دهید.

تجسم حسی
تجسم حسی

تجسم حسي

بعضی از مردم با خیال راحت این ماجرا را باور می‌کنند و این کار گام اول را آسان می‌کند. این تمرین برای کسانی است که زمان بیشتری برای باور کردن نیاز دارند و باید احساسات خود را درگیر ماجرا کنند تا آن را بپذیرند. اگر در تجسم کردن خواسته‌ی خود مشکل دارید؛ شروع به دقیق شدن روی خواسته‌تان کنید و به جزئیات آن فکر کنید.

چشم‌های خود را ببندید و یک تکه میوه را مجسم کنید. به دلایلی پرتقال برای این کار مناسب تر است. اما اگر پرتقال را دوست ندارید حتما چیز دیگری انتخاب کنید. برای رسیدن به هدف در این مثال ما ابتدا رنگ نارنجی را تصور می‌کنیم.

این تمرین ساده را دنبال کنید: چشمانتان را ببندید و میوه را به وضوح در ذهن خود ببینید. شکل گرد آن را مشاهده کنید. رنگ روشن و نارنجی و بافت ضخیم و… دارد.

•  تصور کنید چگونه پرتقال را در دستان خود نگه داشته اید و چه احساسی دارید؟ میوه را بررسی کنید. پرتقال را مالش دهید و با دست خود بالا و پایینش کنید. وزنش را احساس کنید؛ آیا سرد است یا با درجه حرارت اتاق یکی است؟

•  بوی پرتقال را تصور کنید. با استفاده از حافظه خود بوی آن را بشناسید و ببینید آیا می‌توانید به رنگ نارنجی برسید؟ آیا می‌توانید بوی عطر شناخته شده را حس کنید؟ نفس عمیق بکشید و ببویید.

 • تصور کنید که به آرامی روی سطح نارنجی ضربه می‌زنید. صدای ضربه چطوری است؟ شبیه چه صدایی است؟ تلاش کنید آن را به روشنی بشنوید.

• رنگ نارنجی را کنار بزنید. صدای پاره شدن پوست از گوشت را بشنوید. پوست مرطوب را در پشت پوست ضخیم مشاهده کنید. پالپ براق و خشك دیده و بوی شیرین مرکبات خیلی قوی‌تر می‌شود.

• در نهایت، یک گاز به آن بزنید و بافت نارنجی را در دهان خود احساس کنید. آب و گوشت سردش را روی زبان خود احساس کنید. به طعم شیرین آن توجه کنید. این تمرین را با هر چیزی امتحان کنید تا به تسلط کافی در این زمینه دست پیدا کنید. بعد از تسلط یافتن، انجام مرحله 1 قانون جذب بسیار ساده تر می‌شود. برای بهبود این تمرین می‌توانید صدای خود را قبل از انجام تمرین ضبط کنید و بعد آنچه را می‌گویید با چشم بسته و در ذهن خود تجسم کنید.

شکرگزاری
شکرگزاری

لیست سپاسگزاری

ما در مورد اهمیت قدردانی در مرحله 3 صحبت کردیم، اما قصد داریم در اینجا کمی عمیق‌تر در این باره حرف بزنیم. قدردانی، ذهن شما را در حالت مناسبی برای دریافت آنچه می‌خواهید قرار می‌دهد.

اگر به خاطر چیزهایی که قبلا از کائنات دریافت کرده اید قدردانی کنید؛ انتظار می‌رود که به احتما زیاد چیزهای بیشتری دریافت کنید. برای مثال تصور کنید به کسی در تولدش هدیه‌ای که خواسته را می‌دهید و او تشکر نمی‌کند؛ احتمالا از دادن هدیه دوم اجتناب می‌کنید. از سوی دیگر؛ هدیه‌ی مشابه‌ای به کسی می‌دهید که با اشتیاق از دریافتش ابراز قدردانی می‌کند. قدردانی او شما را هیجان زده می‌کند و مشتاق می‌شوید که این کار را تکرار کنید و باز هم برای او هدیه بخرید. کائنات را همانطور تصور کنید.

در اینجا چند راه برای تهیه‌ی فهرست قدردانی وجود دارد:

لیستی از همه‌‌ی چیزهایی که برای آن سپاسگزار هستید، تهیه کنید. هر زمان که چیز جدیدی به فکرتان رسید به لیست اضافه کنید.

هر شب  اتفاقات خوبی که در آن روز برایتان افتاده را لیست کنید و آنها را به فهرست قدردانی خود اضافه نمایید.

هر صبح که از خواب بیدار می‌شوید به لیست قدردانی نگاه کنید و آن را بخوانید. این کار قطعا به شما در داشتن خلق و خوی بهتر کمک می‌کند. و دیدگاه شما را تغییر می‌دهد تا چیزهای دیگری که باعث خوشحالی‌تان می‌شود را پیدا کنید. فراموش نکنید که قانون جذب یعنی هر چیزی، مشابه خودش را جذب می‌کند.

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی، حواس‌جَمعی، یا حضور در لحظه اصطلاحی در روان‌شناسی و علوم مشابه است، به معنی توجه کردنِ عمدی و تمرکزی پذیرا و بدون قضاوت، به رخ دادن افکار، هیجانات و محسوسات در زمان حال.

ذهن آگاهی یعنی از رفتار و احساسات خود بدون قضاوت کردن آنها آگاه باشیم و بدون تجزیه و تحلیل کردن، آنها را مشاهده کنیم.

ذهن آگاهی این نیست که:  “دست هایم می‌لرزد، زیرا از این نشست می‌ترسم. من نباید بترسم. چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. “

بلکه توجه به این موضوع است: “من نسبت به اینکه دیگران در این جلسه چه فکری در مورد من خواهند کرد؛ احساس ترس می‌کنم. من به خاطر احساس ترس از خودم شرمنده‌ام. دستم به خاطر این ترس درحال لرزیدن است. “

مهم این است که درک کنیم؛ تمرکز و توجه به اعمال و افکارمان برای تغییر دادن آنها یا درک آنها نیست. فقط به این دلیل است که متوجه شویم قضاوت‌ها و واکنش‌هایی که اتوماتیک انجام می‌دهیم ناسالم هستند و در واقع مشکل را از بین نمی‌برند. 

تحقیقات علمی زیادی در زمینه‌ی اثرات ذهن آگاهی انجام شده است که توضیح آن از این بحث خارج است. آنچه شما باید بدانید این است که  ذهن آگاهی چیزهایی مانند اضطراب و افسردگی را از بین می‌برد و اثرات فوق العاده مفیدی بر روی چیزهایی مانند فشار خون، سیستم ایمنی، ضربان قلب و حتی سرطان دارد.

ذهن آگاهی بخش مهمی از قانون جذب است؛ زیرا در صورت عدم وجود قضاوت، باور خواهید کرد آنچه را می خواهید بدست خواهید آورد.

برای آگاهی واقعی از آنچه که می‌خواهید، می‌توانید از ترس و سیگنال‌هایی که این ترس‌ها در حال ارسال کردن آنها به کائنات هستند اطلاع یابید و برای ایجاد تغییر در آنها، با عشق و محبت به این ترس ها و سیگنال ها نزدیک شوید. تمرین بعدی برای رسیدن به این هدف است.

دوست داشتن مهربانی

نزدیک شدن به ترس و تردیدتان با عشق و محبت بسیار دشوار است. احساسات منفی کاملا غلط و محدود کننده هستند و در نتیجه، احساس عشق کردن با وجود آنها سخت است. صبر داشته باشید و مدیتیشن مهربانی را امتحان کنید.

دوست داشتن مهربانی، مراقبه‌ای است که در آن با خود، دیگران و تمام جهان همدردی می‌کنید. این یک راه عالی برای قرار دادن ذهن در جهتی است که به راحتی دوستی را دریافت کند.

نگران نباشید، احساس آسودگی را در خودتان بیابید و آن را به دیگران ببخشید. برای انجام این مدیتیشن، تصور کنید برای کمک به کودکی کوچک یا حیوانی مجروح، گرمای وجودتان میل به تابیدن دارد. به عشق و محبت خود اجازه تابش بدهید. این مدیتیشنی محبت آمیز است که برای ایجاد احساس عشق و محبت در وجودتان می‌توانید از آن استفاده کنید.

با تمام وجود حضور داشته باشید

اکثر ما اعمال روزانه را بدون قصد انجام می‌دهیم. بیدار می‌شویم، برای روزمان آماده می‌شویم اما در مورد این اقدامات فکر نمی‌کنیم. اغلب افکار و احساسات پریشان، ما را از فعالیتی که انجام می‌دهیم دور می‌کند.

برای کار کردن با قانون جذب، عمدا با توجه به اندیشه ها، احساسات و اعمال خود، کار کنید. هدف، تمرکز روی فعالیت مغز شماست. این نوع تمرکز منظم، هنگام استفاده از قانون جذب، به شما در دستیابی سریع تر و دقیق تر به خواسته‌هایتان کمک می‌کند.

برای تمرین بودن به طور عمدی، بر فعالیت‌های روزمره خود تمرکز کنید و نیت خود را برای هر عملی که انجام می‌دهید، تعیین کنید. در ابتدا، با انجام این تمرین احساس خستگی مفرط خواهید کرد اما تمرین را ادامه دهید و تماشا کنید که چطور واقعیت لحظه‌ها با تمرکز شما تغییر خواهد کرد.

به عنوان مثال، امشب با قصد غذا بخورید و هنگام ظرف شستن، قبل از اینکه هرگونه اقدامی انجام دهید، با صدای بلند یا به صورت ذهنی قصد خود را بیان کنید. مثلا بگویید:

“من قصد دارم دوباره این ظرف را تمیز کنم.”

“من ظرف را برداشتم.”

“من آب گرم را باز می‌کنم. “

“من مایع ظرف شویی را روی اسفنج قرار داده ام.”

قبل از اعلام قصد خود برای انجام این اقدامات هیچ اقدامی انجام ندهید. باز هم در ابتدا خسته کننده می‌شود، اما به زودی متوجه خواهید شد که باور نکردنی است که:

عمل ساده شستن یک ظرف واقعا به یک سری اقدامات، حرکات و افکار نیاز دارد. هنگامی که قصد شما بر روی عمل متمرکز می‌شود، دقیقا همان مقدار حرکت را درک خواهید کرد. وقتی که با قصد حرکت کنید کم کم از مجموعه افکار و احساسات و اقدامات خود مطلع خواهید شد و روزتان را هشیارانه تر سپری می کنید.

راهنمای کامل قانون جذب-بخش اول

راهنمای کامل قانون جذب-بخش دوم

سوالات متداول در مورد قانون جذب

تمرینات قانون جذب

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب