تصمیم گیری

خلاصه کتاب تغییر بزرگ

خلاصه کتاب تغییر بزرگ

نویسنده: دارن هاردی

 

چگونه در هفت روز  به یک کارآفرین موفق تبدیل شویم؟

چگونه در هفت روز  به یک کارآفرین موفق تبدیل شویم؟

 ابتدا باید بدانید که:

همه ی کارآفرین های موفق یک روز مبتدی بودند و استرس را تجربه کردند. این حس و حال٬ طبیعی و جزیی از روند کار است. کافی است بدانید کاری که می خواهید شروع کنید قبلا هزاران نفر با موفقیت انجام دادند پس هیچ بهانه ای قبول نیست. دست به کار شوید و از شکست نترسید!

چه چیزی باعث می شود شخصی در کارش موفق شود؟

انگیزه! قبل از اینکه بگوییم، چطور؟ باید بگوییم، برای چه؟

خواستن تنها کافی نیست‌. چیزی که نیاز دارید یک دلیل خوب برای سوال: چرا باید این راه را بروم؟ است. با داشتن دلیل به کار می چسبید و دلسرد نمی شوید. چرای خودتان را پیدا کنید.

چرا می خواهید کارآفرین شوید؟ چرا می خواهید پولدارتر شوید؟ می خواهید به خیریه کمک کنید، اشتغال زایی کنید یا برای پدر و مادرتان خانه بخرید و…

خوب فکر کنید چرا می خواهید ریسک کنید.

مهمترین کشفی که باید بکنید کشف علایق شخصیتان است.

این علایق بنزین و سوخت لازم برای راه اندازی موتور کارآفرینی شماست و به هدفها و رویاهاتان رنگ می دهد.

پنج مین خطرناک سر راه کارآفرینی

  • مین اول: پارامترهای موفقیت

  همه ی تحصیلات و جوایز و همه ی پارامترهای موفقیت که تا به حال کسب کردید٬ بی ارزش هستند و بزرگترین مانع موفقیت در رشته کارآفرینی می باشند.

بیزینسی که می خواهید انجام دهید درباره شما یا کاری که می توانید انجام دهید نیست. شغل قبلی شما بر اساس تلاشهای شما بنا شده بود. مدل بیزینس جدید کاملا برعکس است. یعنی بر این اساس است که به ۱۰ ها ۱۰۰ ها یا ۱۰۰۰ ها نفر یاد دهید که آن کار را انجام دهند.

قبلا صد در صد نتیجه ای که بدست می آوردید نتیجه ی تلاش مستقیم خود شما بوده اما حالا باید کاری کنید که سرمایه تان یا آدم هایی که استخدام می کنید برایتان کار انجام دهند.

مسئله این است که:

باید سیستمی پیاده کنید که هرکسی با مهارت کم بتواند از آن در هر مکان و زمانی استفاده کند‌.

یاد گرفتن این روش خیلی سخت نیست٬ سخت این است که روش فعلی خودتان را فراموش کنید. مدل آکادمیکی که یاد گرفتید را فراموش و سعی کنید یک مدل ساده ایجاد کنید که بتوانید به کارمندانتان آموزش دهید.

چطور روی مین شماره یک نروید؟

هرچیزی که تا حالا می دانستید را فراموش کنید.

از ابزارها استفاده کنید؛ تبلیغات نوعی ابزار است.

 

  • مین دوم: عدم وجود ساختار و محدودیت

وجود نداشتن نظم برای یک کارآفرین٬ وحشتناک است.

راه حل: همیشه به طور نیمه وقت سر بیزینس خودتان کار کنید. مثلا روی ۱۵ ساعت کاری در هفته تمرکز کنید. داشتن شغل نیمه وقت می توانید زندگیتان را تغییر دهید.

یک مهمانی خانوادگی ترتیب دهید و اهداف کارآفرینی خود را برایشان شرح دهید و مزیتها و درآمدهای اضافی و تاثیر آن روی خانواده را توضیح دهید. لازم است همه یک دل باشید و تمرکزتان را روی ایجاد و توسعه کار جدید بگذارید.

یک جای مشخص در خانه داشته باشید که کارتان را فقط در آنجا انجام دهید.

یک تقویم بیاورید و زمانهایی که باید روی شغل دومتان کار کنید را مشخص نمایید. آن زمان روی افزایش بازدهی کار کنید نه روی چیزهای دیگر.

اهدافتان را مشخص کنید. باید یاد بگیرید که اهداف بزرگی برای خودتان تعیین کنید و در راه رسیدن به آنها سمج باشید و در نهایت به آنها می رسید.

رسیدن به هدف یک هنر است.

با برنامه ریزی و کمی صبر می تونید از مین شماره دو هم به سلامتی عبور کنید.

 

  • مین سوم: عدم تعهد

اگر به سادگی وارد کاری شوید به سادگی هم می توانید خارج شوید. برای همین است که خیلی ها به سادگی کارشان را رها می کنند.

تنها چیزی که در بیزینس واقعا لازم است تعهد است.

تعهد یعنی استمرار به انجام کاری که قبلا قولش را دادید. حتی بعد از اینکه انگیزه ی انجام آن کار در شما کمرنگ شود.

از شکست نترسید و ناامید نشوید. موفقترین آدم ها حداقل ۳ یا۴ بار شکست می خورند اما هر بار باهوشتر می شوند.

دوست دارید سریعتر موفق شوید سریعتر ۳ بار شکست بخورید.

هر بیزینسی را که شروع کردید با خودتان قرار بگذارید؛ حداقل تا یک سال برای آن تلاش کنید و از آن خسته نشوید. از ابزارهایی که دارید استفاده کنید. به شرایط کاری خود نظم دهید.  در سال اول ممکن است نتایج ملموسی بدست نیاورید دلسرد نشوید و با صبر جلو بروید به خودتان و کارتان زمان بدهید.

 

  • مین چهارم: حس عدم پذیرش

نود درصد جمعیت کارمند هستند و ده درصد بیزینس خودشان را دارند. کافیست خودتان را از آن ۹۰ درصد جدا کنید تا ناراحت شوند و حس ترس را به شما القا کنند و به شما اخطار دهند که دارید اشتباه می کنید.

چرا این کار را می کنند؟

آنها به اندازه ی شما دل و جرات ندارند.

نمی توانند از کار امن کارمندی که دارند دل بکنند.

نمی توانند قید حقوق ماهیانه ناچیز کارمندی را بزنند.

کاری که شما می کنید در دنیای کوچک آنها نمی گنجد.

موفقیت شما باعث میشود آنها خوب بنظر نرسند.

 از این اطرافیانتان بدتان نیاید٬ آنها را دوست داشته باشید اما اجازه ندهید شما را نسبت به هدفتان دلسرد کنند. باید متوجه باشید حرفهای آنها بیشتر درباره ی خودشان است نه شما.

“هیچوقت توصیه و نصیحت آدمی که وضعش از خود شما بدتر است را قبول نکنید.

استیو جابز: زمان شما محدود است پس آن را با زندگی کردن به جای دیگران تلف نکنید.

 

  • مین پنجم: محصولی که ارائه می کنید خودتان هستید.

چیزی که به زبانتان قدرت می دهد خودتان هستید. توسعه شخصی بسیار مهم است. موفقیت چیزی نیست که به آن برسید؛ موفقیت چیزی است که باید به آن تبدیل شوید.

اگر می خواهید زندگیتان ارتقا پیدا کند اول باید خودتان ارتقا پیدا کنید. نگرش مثبت تان را تقویت کنید. روزی ۱۰ صفحه کتاب بخوانید. روزی ۳۰ دقیقه به کتاب صوتی آموزشی گوش دهید. به هرچیزی فکر کنید اتفاق می افتد. تفکرات شما زندگیتان را کنترل می کنند.

پس مواظب ورودی های ذهنتان باشید و با اخبار منفی آن را پر نکنید. ذهنتان را با افکار مثبت پر کنید. برای قدم اول به یک نیرو نیاز دارید آن نیرو را از انگیزه و تفکراتتان بگیرید. بیشتر آدمها قبل از اینکه شروع کنند تسلیم می شوند .

حالا وقت دست به کار شدن است. همین الان یک محصول را به ۳ نفر نشان دهید.

آخرین کاری که برای کارآفرین شدن لازم دارید تصمیم گرفتن است. به طور ساده به خودتان بگویید: یا این کار را انجام می دهم یا می میرم. اگر تا این حد بتوانید روی هدفتان متمرکز باشید هیچ چیزی نمی تواند جلوی شما را بگیرد.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

کنترل زندگی

کنترل زندگی

خلاصه کتاب کنترل زندگی اثر آنتونی رابینز

کنترل زندگی
کنترل زندگی

اینکه چه کاری انجام می دهید با دو چیز کنترل می شود: باورها و ارزشهای شما.

اگر صادقانه برای ارزشهای خود تلاش کنید به آنها می رسید.

سه سوال مهم در زندگی:

  • روی چه چیزی تمرکز می کنید؟
  • چیزی که روی آن تمرکز کردید چه معنایی دارد؟ معنای درست تصمیم گیری را دریابید شاید به نظر شما این تصمیم به نفع همه ی خانواده است اما در واقعیت اینطور نیست.
  • چه کاری می خواهید انجام دهید؟

کنترل زندگی و کاهش استرس

کیفیت زندگی شما به کیفیت زندگی عاطفی تان بستگی دارد. افراد عصبانی همیشه افراد عصبانی را جذب می کنند. افراد ناراحت اطرافیان را ناراحت می کنند.

مهمترین چیز این است که چه چیزی را وارد مغزتان می کنید چون این موضوع روی رفتار و طرز فکر و همچنین روی کیفیت زندگی شما تاثیر دارد.

تمرین برای کنترل زندگی خود:

  • روزی 30 دقیقه به مغزتان از راه مطالعه، گوش دادن به چیزی و یادگیری یک موضوع، غذا برسانید.
  • روی بدن خود تسلط داشته باشید. احساس ترس را که روی بدنتان تاثیر می گذارد از خودتان دور کنید.
  • هر کس برای هدف ویژه ای خلق شده است. به ندای درونتان گوش دهید تا به شما بگوید چه کنید.
  • یک الگوی دست یافتنی برای خودتان پیدا کنید.
  • به دیگران کمک کنید. زندگی درباره ی من نیست زندگی درباره ی ماست.

راز داشتن زندگی شاد در بخشش و فداکاریست. با این کار شما از نظر عاطفی رشد می کنید و کیفیت زندگیتان هم بالاتر می رود.

  • برای هفت روز تمام افکار منفی را از خود دور کنید و سعی کنید ذهنتان را به سمت چیز مثبتی بکشید. شما نباید به افکار منفی اجازه دهید در ذهنتان باقی بمانند. آنها را سریع از ذهنتان بیرون کنید.

افراد موفق باور دارند کاری نیست که نتوانند انجامش دهند؛ شما هم باید همینطور باشید.

خدایا با قدرت خودت من را به خواسته ها، نیازها و چیزهایی که لیاقتش را دارم برسان.

 من به خدا اعتماد می کنم و همه چیز درست پیش می رود.

سلامتی و فعالیت بدنی مناسب:

  • قدرت ذهنتان را تقویت کنید. مطالعه کنید. گوش دهید و تمرکز کردن را تمرین کنید. روی این موضوع که چه چیزی را می توانید کنترل کنید و چه اتفاقی می افتد تمرکز کنید. همه چیز را بهتر از چیزی که هست ببینید.
  • بدنتان را تغییر دهید. تغییر را به وجود بیاورید.

ما با استفاده نکردن از بدن و ذهن خود آنها را ضعیف کردیم اما با روزی 15 دقیقه تمرین برای هر کدام می توانیم دوباره قدرتمان را بدست بیاوریم.

  • مطمئن شوید در مسیری قرار دارید که می تواند شما را به شخصی مثل الگویی که انتخاب کردید تبدیل کند.
  • مطمئن شوید که در حال تلاش برای رسیدن به هدف خود هستید. شما باید در حرکت باشید.
  • مهمترین نکته این است که روحتان را تغذیه کنید. همیشه زمانی را برای دعا اختصاص دهید. راه دیگر تغذیه ی روح، بخشش و کمک کردن به دیگران است.

برای رسیدن به هدف خود به نکات زیر توجه کنید:

خواسته ی شما باید دقیق باشد. اگر روی موضوع مشخصی تمرکز کنید، مغز شما روی رسیدن به آن متمرکز می شود.

استانداردهای خودتان را بالا ببرید. اگر می بینید فردی نسبت به دیگران یک قدم جلوتر و موفق تر است تنها یک دلیل دارد، آن هم این است که استانداردهای خودش را بالا برده است.

استانداردهای شما باید همیشه قایل دستیابی باشند.

ترجیحات خود را به باید تبدیل کنید تا ملزم شوید راهی برای عملی کردن آن پیدا کنید.

به نتایج کارتان خوش بینانه نگاه نکنید.

اگر در مسیر درست رسیدن به هدف قرار داشته باشید و هر روز برای آن تلاش کنید و هر روز کمی پیشرفت کنید خوشحال خواهید بود.

برای حرکت به سوی هدف باید دست به چه عملی بزنیم؟

باید فکر کنید امروز چه چیزی برای شما اولویت بیشتری دارد. (روی هدف و موفقیت تمرکز کنید.) شما به سمت هدف حرکت می کنید، پیشرفت می کنید و به موفقیت می رسید و خوشحال می شوید و جشن می گیرید.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب