خلاصه کتاب

برنامه ریزی ثروتمندترین مرد بابل

برنامه ریزی ثروتمندترین مرد بابل

 

ثروتمندترین مرد بابل
ثروتمندترین مرد بابل

ثروتمندترین مرد بابل پولهایش را چگونه مدیریت می کرد؟

او در آمدش را به سه بخش تقسیم می کرد: 

هفت دهم از درآمد را برای ضروریات و خرج خانه مصرف می کرد.

دو دهم را برای پرداختن حق طلبکاران

یک دهم را هم برای خود سپرده گذاری می کرد تا پولش افزایش یابد.

 

منبع: سایت نیک جذب

خلاصه کتاب تغییر بزرگ

خلاصه کتاب تغییر بزرگ

نویسنده: دارن هاردی

 

چگونه در هفت روز  به یک کارآفرین موفق تبدیل شویم؟

چگونه در هفت روز  به یک کارآفرین موفق تبدیل شویم؟

 ابتدا باید بدانید که:

همه ی کارآفرین های موفق یک روز مبتدی بودند و استرس را تجربه کردند. این حس و حال٬ طبیعی و جزیی از روند کار است. کافی است بدانید کاری که می خواهید شروع کنید قبلا هزاران نفر با موفقیت انجام دادند پس هیچ بهانه ای قبول نیست. دست به کار شوید و از شکست نترسید!

چه چیزی باعث می شود شخصی در کارش موفق شود؟

انگیزه! قبل از اینکه بگوییم، چطور؟ باید بگوییم، برای چه؟

خواستن تنها کافی نیست‌. چیزی که نیاز دارید یک دلیل خوب برای سوال: چرا باید این راه را بروم؟ است. با داشتن دلیل به کار می چسبید و دلسرد نمی شوید. چرای خودتان را پیدا کنید.

چرا می خواهید کارآفرین شوید؟ چرا می خواهید پولدارتر شوید؟ می خواهید به خیریه کمک کنید، اشتغال زایی کنید یا برای پدر و مادرتان خانه بخرید و…

خوب فکر کنید چرا می خواهید ریسک کنید.

مهمترین کشفی که باید بکنید کشف علایق شخصیتان است.

این علایق بنزین و سوخت لازم برای راه اندازی موتور کارآفرینی شماست و به هدفها و رویاهاتان رنگ می دهد.

پنج مین خطرناک سر راه کارآفرینی

  • مین اول: پارامترهای موفقیت

  همه ی تحصیلات و جوایز و همه ی پارامترهای موفقیت که تا به حال کسب کردید٬ بی ارزش هستند و بزرگترین مانع موفقیت در رشته کارآفرینی می باشند.

بیزینسی که می خواهید انجام دهید درباره شما یا کاری که می توانید انجام دهید نیست. شغل قبلی شما بر اساس تلاشهای شما بنا شده بود. مدل بیزینس جدید کاملا برعکس است. یعنی بر این اساس است که به ۱۰ ها ۱۰۰ ها یا ۱۰۰۰ ها نفر یاد دهید که آن کار را انجام دهند.

قبلا صد در صد نتیجه ای که بدست می آوردید نتیجه ی تلاش مستقیم خود شما بوده اما حالا باید کاری کنید که سرمایه تان یا آدم هایی که استخدام می کنید برایتان کار انجام دهند.

مسئله این است که:

باید سیستمی پیاده کنید که هرکسی با مهارت کم بتواند از آن در هر مکان و زمانی استفاده کند‌.

یاد گرفتن این روش خیلی سخت نیست٬ سخت این است که روش فعلی خودتان را فراموش کنید. مدل آکادمیکی که یاد گرفتید را فراموش و سعی کنید یک مدل ساده ایجاد کنید که بتوانید به کارمندانتان آموزش دهید.

چطور روی مین شماره یک نروید؟

هرچیزی که تا حالا می دانستید را فراموش کنید.

از ابزارها استفاده کنید؛ تبلیغات نوعی ابزار است.

 

  • مین دوم: عدم وجود ساختار و محدودیت

وجود نداشتن نظم برای یک کارآفرین٬ وحشتناک است.

راه حل: همیشه به طور نیمه وقت سر بیزینس خودتان کار کنید. مثلا روی ۱۵ ساعت کاری در هفته تمرکز کنید. داشتن شغل نیمه وقت می توانید زندگیتان را تغییر دهید.

یک مهمانی خانوادگی ترتیب دهید و اهداف کارآفرینی خود را برایشان شرح دهید و مزیتها و درآمدهای اضافی و تاثیر آن روی خانواده را توضیح دهید. لازم است همه یک دل باشید و تمرکزتان را روی ایجاد و توسعه کار جدید بگذارید.

یک جای مشخص در خانه داشته باشید که کارتان را فقط در آنجا انجام دهید.

یک تقویم بیاورید و زمانهایی که باید روی شغل دومتان کار کنید را مشخص نمایید. آن زمان روی افزایش بازدهی کار کنید نه روی چیزهای دیگر.

اهدافتان را مشخص کنید. باید یاد بگیرید که اهداف بزرگی برای خودتان تعیین کنید و در راه رسیدن به آنها سمج باشید و در نهایت به آنها می رسید.

رسیدن به هدف یک هنر است.

با برنامه ریزی و کمی صبر می تونید از مین شماره دو هم به سلامتی عبور کنید.

 

  • مین سوم: عدم تعهد

اگر به سادگی وارد کاری شوید به سادگی هم می توانید خارج شوید. برای همین است که خیلی ها به سادگی کارشان را رها می کنند.

تنها چیزی که در بیزینس واقعا لازم است تعهد است.

تعهد یعنی استمرار به انجام کاری که قبلا قولش را دادید. حتی بعد از اینکه انگیزه ی انجام آن کار در شما کمرنگ شود.

از شکست نترسید و ناامید نشوید. موفقترین آدم ها حداقل ۳ یا۴ بار شکست می خورند اما هر بار باهوشتر می شوند.

دوست دارید سریعتر موفق شوید سریعتر ۳ بار شکست بخورید.

هر بیزینسی را که شروع کردید با خودتان قرار بگذارید؛ حداقل تا یک سال برای آن تلاش کنید و از آن خسته نشوید. از ابزارهایی که دارید استفاده کنید. به شرایط کاری خود نظم دهید.  در سال اول ممکن است نتایج ملموسی بدست نیاورید دلسرد نشوید و با صبر جلو بروید به خودتان و کارتان زمان بدهید.

 

  • مین چهارم: حس عدم پذیرش

نود درصد جمعیت کارمند هستند و ده درصد بیزینس خودشان را دارند. کافیست خودتان را از آن ۹۰ درصد جدا کنید تا ناراحت شوند و حس ترس را به شما القا کنند و به شما اخطار دهند که دارید اشتباه می کنید.

چرا این کار را می کنند؟

آنها به اندازه ی شما دل و جرات ندارند.

نمی توانند از کار امن کارمندی که دارند دل بکنند.

نمی توانند قید حقوق ماهیانه ناچیز کارمندی را بزنند.

کاری که شما می کنید در دنیای کوچک آنها نمی گنجد.

موفقیت شما باعث میشود آنها خوب بنظر نرسند.

 از این اطرافیانتان بدتان نیاید٬ آنها را دوست داشته باشید اما اجازه ندهید شما را نسبت به هدفتان دلسرد کنند. باید متوجه باشید حرفهای آنها بیشتر درباره ی خودشان است نه شما.

“هیچوقت توصیه و نصیحت آدمی که وضعش از خود شما بدتر است را قبول نکنید.

استیو جابز: زمان شما محدود است پس آن را با زندگی کردن به جای دیگران تلف نکنید.

 

  • مین پنجم: محصولی که ارائه می کنید خودتان هستید.

چیزی که به زبانتان قدرت می دهد خودتان هستید. توسعه شخصی بسیار مهم است. موفقیت چیزی نیست که به آن برسید؛ موفقیت چیزی است که باید به آن تبدیل شوید.

اگر می خواهید زندگیتان ارتقا پیدا کند اول باید خودتان ارتقا پیدا کنید. نگرش مثبت تان را تقویت کنید. روزی ۱۰ صفحه کتاب بخوانید. روزی ۳۰ دقیقه به کتاب صوتی آموزشی گوش دهید. به هرچیزی فکر کنید اتفاق می افتد. تفکرات شما زندگیتان را کنترل می کنند.

پس مواظب ورودی های ذهنتان باشید و با اخبار منفی آن را پر نکنید. ذهنتان را با افکار مثبت پر کنید. برای قدم اول به یک نیرو نیاز دارید آن نیرو را از انگیزه و تفکراتتان بگیرید. بیشتر آدمها قبل از اینکه شروع کنند تسلیم می شوند .

حالا وقت دست به کار شدن است. همین الان یک محصول را به ۳ نفر نشان دهید.

آخرین کاری که برای کارآفرین شدن لازم دارید تصمیم گرفتن است. به طور ساده به خودتان بگویید: یا این کار را انجام می دهم یا می میرم. اگر تا این حد بتوانید روی هدفتان متمرکز باشید هیچ چیزی نمی تواند جلوی شما را بگیرد.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب

مهارت تشخیص سیگنال احساسات

مهارت تشخیص سیگنال احساسات

خلاصه کتاب انرژی بخشیدن به ذهن

نویسنده: لری آیورسان

 

مهارت تشخیص سیگنال احساسات
مهارت تشخیص سیگنال احساسات

رنج و لذت:

 محرکهای انگیزشی شما هستند و باید از این ابزار برای کنترل زندگی خود، استفاده کنید. فرقی نمی کند که چه کاری را می خواهید انجام دهید؛ شما باید از هر دو ابزار رنج و لذت استفاده کنید تا به خواسته خود برسید.

باید دقیقا مشخص کنید چه کاری برای شما رنج و چه کاری لذت به همراه خواهد داشت و چطور با استفاده از این رنج و لذت می توانید به هدفی که دارید برسید.

باورها:

افراد فکر می کنند باورها شی هستند اما اینطور نیست؛ باورها مفهومی هستند که اطمینان در مورد چیزی را می رسانند.

باید باورها را مورد ارزیابی قرار داد تا حقیقت داشتن یا نداشتن آنها مشخص شود و آنهایی که حقیقت ندارند را رها ساخت.

احساسات:

افراد بر اساس احساسات خود، زندگی را می سازند.

زیگ زیلار: افراد خریدهای خود را با عقل و منطق، توجیه می کنند اما از روی احساسات خریدشان را انجام می دهند.

اگر روی چیزهایی تمرکز کنید که شکستهای شما محسوب می شوند یا کارهایی که برای شما سخت هستند و چیزهایی که وقتی به آنها فکر می کنید احساس بدی به شما دست می دهد؛ زندگی برایتان سخت می شود.

برعکس اگر فکرهای مثبت و خوشبینانه داشته باشید، به چیزهایی که دوستشان دارید و از آنها لذت می برید فکر کنید؛ زندگی راحت تر می شود و احساس بهتری به خود و زندگیتان پیدا می کنید. تصمیم با شماست که کدام زندگی را انتخاب کنید.

مهارت تشخیص سیگنال احساسات:

بزرگترین سیگنال، ترس است! بیشتر ترسها چراغ زرد هستند و به شما هشدار می دهند که احتیاط کنید.

سیگنال سرخوردگی:

وقتی چیزی را بخواهید و به آن نرسید سرخورده می شوید.

سیگنال عصبانیت:

وقتی روی داشتن آن چیز پافشاری می کنید عصبانی می شوید.

 

عصبانیت شش مرحله دارد:

  • 1. من خواسته ای دارم. وقتی به آن نمی رسم سرخورده می شوم.
  • 2. چیزی یا کسی مانع من می شود.
  • 3. من باید به خواسته هایم برسم. باید بتونم، باید.
  • 4. انگشت اتهام؛ تو آدم بدی هستی یا داری کار اشتباهی می کنی برای همین من به خواستم نمی رسم. تو دلیل نرسیدن من به خواستم هستی.
  • 5. آن شخص یا چیزی که مانع من شده باید مجازات شود.
  • 6. حالا تو را به سزای اعمالت می رسانم.

وقتی به جایی رسیدید که احساس می کنید کسی یا چیزی مانع رسیدن شما به موفقیت شده، رهایش کنید و به آن فکر نکنید. اگر ادامه دهید سلامتی تان به خطر می افتد.

سیگنال احساس نا امیدی، ناراحتی، تنهایی:

انتظار داشتید اتفاقی بی افتد که نیوفتاده و الان احساس ناراحتی می کنید. مثلا می خواستید به سفر بروید اما به دلیل مشکلات مالی نمی توانید این کار را انجام دهید. برای خلاصی از این احساس باید جهت خود را عوض کنید و یک هدف جدید تعیین کنید. نباید روی نیمه ی خالی لیوان تمرکز کنید.

چرچیل: هیچ موفقیتی نهایی و هیچ شکستی مرگبار نیست!

سیگنال احساس گناه:

احساس گناه یعنی استانداردی که برای خودتان تعیین کرده بودید را شکستید و کاری که قوانین و ارزشهای شما را زیر پا می گذارد، انجام دادید. برای خلاص شدن از این احساس باید به خودتان قول دهید دیگر این کار را تکرار نکنید. هیچکس کامل نیست! شما هم باید خودتان را ببخشید و به خودتان تعهد دهید که دیگر این کار را تکرار نمی کنید. با این کار خودتان را رها می سازید.

سیگنال احساس فشار:

این احساس زمانی انجام می شود که اتفاقات خیلی سریع می افتد یا کار خیلی سختی را باید انجام دهید. اگر کارهای خود را به مراحل کوچک تقسیم کنید می توانید بر احساس فشار و اضطراب غلبه کنید. باید لیستی از کارهایی که می خواهید انجام دهید تهیه و بعد اولویت بندی کنید. اولویت اول را انتخاب  و دست به کار شوید.

با یادگیری مهارت تشخیص سیگنال می توانید کنترل زندگی  را به دست بگیرید و انرژی ذهنتان را افزایش دهید. این سیگنالها به شما می گویند که در چه جهتی حرکت کنید و چه چیزهایی را کنار بگذارید.

عوامل انرژی بخش:

  • دیدگاه شکرگزاری: از چیزی که الان دارید قدردان باشید. مایل باشید داشته هاتان را نگه دارید و از آنها قدردانی کنید.
  • شادی و مهربانی: تمرکز روی چیزهای خوب و نشاط آور. اگر مثبت اندیش باشید دیگران به سمت شما جذب می شوند.
  • شوق و هیجان: وانمود کنید شوق و هیجان دارید. با هیجان روی کارتان تمرکز کنید. اگر شوق و هیجان داشته باشید راحت تر و سریع تر کار می کنید چون راه ها و امکانات را واضح تر می بینید.
  • اعتماد به نفس و اراده: اگر اعتماد به نفس داشته باشید موانع کمتری سر راهتان ظاهر می شود. چون بزرگترین موانع توسط ذهن شما ساخته می شود و وقتی قدرتی چون اعتماد به نفس و اراده داشته باشید چیزی نمی تواند مانع شما شود.

اعتماد به نفس و اراده کلید موفقیت خیلی از افراد موفق دنیاست.

  • انعطاف پذیری: باید تمایل داشته باشید تغییر کنید و راه های متفاوت را پیدا و امتحان کنید.
  • بخشش: کمک به دیگران سلامتی را افزایش می دهد. بخشش به شما انرژی و احساس ارزشمند بودن می دهد.
  • سلامتی و شادابی: احساس زنده بودن می کنید؟ باید ورزش کنید و بدنتان را در حرکت قرار دهید. سبزیجات بخورید. بازی فکری انجام دهید و به جاهایی بروید که تا حالا نرفتید. نفس بکشید، بدنتان به اکسیژن نیاز دارد. به اندازه استراحت کنید. نشستن انرژی را کاهش می دهد؛ بیشتر بایستید.

هرچه انرژی بیشتری مصرف کنید، انرژی بیشتری دریافت می کنید.

حالت بدنی خود را تغییر دهید تا حال روحیتان تغییر کند.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب