خلاصه کتاب

راز کاهش وزن

راز کاهش وزن

به یاد دارم زمانی تحت تاثیر این باور بودم که در اثر سن دار شدن چاق شده ام فکر می کردم که سن و سال من دلیل وزن زیاد من است. یکی از دوستانم به نقل از دوست دیگری می گفت که لباسهای گل گشاد می پوشد چون نمی خواهد مردم ببینند و متوجه شوند که دست غارتگر زمان با جسم او که زمانی سرحال بود چه کرده است.

من هم مانند بسیاری دیگر معتقد بودم که سن و سال، سببی بوده تا دور کمرم چند سانتیمتر بزرگتر شود. با این حال تصمیم گرفتم درباره کم کردن وزن و چربی بدن مطالعه کنم. درباره سوخت و ساز بدن مطالبی خواندم. آموختم که اشخاص چاق به خاطر سوخت و ساز بد بدنشان، باید اقداماتی انجام دهند. در واقع هر کس با توجه به سوخت و ساز بدنش باید چیزی بخورد.

مثلا مشخص گردیده که اشخاص به هنگام خوابیدن هر کدام نیروی مشخصی صرف می کنند. بعضیها بدون حرکت می خوابند و بعضی دیگر در خواب فعال هستند، اشخاص چاق به هنگام خواب بسیار کم حرکت هستند، انگار می خواهند بدون اینکه متوجه باشند ورزش نکنند.

سبک وزن ها در رختخواب زیاد حرکت می کنند. بنابراین لاغرها برای به خواب رفتن و خوابیدن نیروی بیشتری صرف می کنند. به عبارت دیگر آن طور که این برنامه و مطالعه ضبط شده نشان داد اشخاص چاق بی آنکه متوجه باشند در برابر کاهش وزن خود مقاومت نشان می دهند.  

بنابراین رمز و راز کاهش وزن این است که انرژی بیشتری مصرف کنیم و بدنمان را عادت دهیم که به سطح سوخت و ساز جدیدی عادت کند. اینگونه به وزن جدیدی می رسیم.

اما جملگی اینها اگر بگوییم: از سن و سال من گذشته. اثربخشی خود را از دست می دهد.

دروغِ از سن و سال من گذشته، برای پنهان ساختن حقایق درباره عمل است. همیشه امکان آن وجود دارد که کسی برای تحقق رویاهایش دست به اقدام بزند. اجتناب از اقدام و عمل در صورتی مفید است که بدانیم چه می کنیم. استفاده از آسانسور به جای بالا رفتن از پله ها در صورتی درست است که این کار را آگاهانه انجام دهیم. اما اگر تظاهر کنیم که از دست رفتن نیروی ساقهایمان ناشی از سالمندی است این دیگر حرف درستی نیست و واقعیت را نگفته ایم. (ما به بهانه بالا رفتن سن، خود را در دام کم تحرکی می اندازیم و چاقتر می شویم.)

منبع: کتاب 17 دروغ و 1 حقیقت، نویسنده: استیو چندلر، مترجم: مهدی قراچه داغی

چگونه با استفاده از کلمات قدرت آفرین به اهداف خود برسیم؟

کنترل ذهن با کلمات قدرت آفرین

شما می­ توانید از کلمات قدرت آفرین به عنوان منبعی برای ساختن یک زندگی بهتر برای خودتان، بهره برداری کنید. برای شروع کار، بهتر است که نخست با یک کلمه ساده شروع کنید. مناسب‌ترین کلمه برای شروع، خودِ کلمه «قدرت» است.

برای تمرین تکنیک کلمات قدرت آفرین، به مدت 30 ثانیه در مورد کلمه «قدرت» به تفکر بپردازید و سعی کنید در هر دو یا سه ثانیه، آن را در ذهنتان تکرار کنید. بعد با قرار دادن چارچوبی سفید رنگ در اطراف کلمه ­­ی «قدرت» اندازه ­ی آن را به تدریج بزرگتر کنید و این بزرگنمایی، را تا آنجا ادامه دهید که بتوانید حروف بزرگ شده­ ی آن را در بالای قله­ ی کوهی در دور دست ببینید. در همان حال، صدای تلفظ این کلمه را در ذهنتان بشنوید، صدایی که به تدریج بلندتر و رساتر می‌شود. در پایان، در عین حال که در ذهنتان با صدای بلند کلمه قدرت را فریاد می‌زنید، احساس کنید که شما در هر لحظه قدرتمندتر می‌گردید. با انجام این تمرین، احساس خواهید کرد که گویی شما در تصورتان با گام‌های بلند و استوار و با اطمینانی فراوان راه می‌روید. همچنین ممکن است احساسی از نیرومندی و قدرت، سرتاسر وجود شما را فرا بگیرد.

در یکی از کلاس‌های متد سیلوا، برای اثبات اثربخشی کلمات قدرت آفرین، آزمایشی ترتیب دادیم. در این آزمایش، پس از تقسیم افراد شرکت کننده در کلاس به دو گروه مساوی، به یک گروه کلمه‌ی «نیرومندی» و به گروه دیگر کلمه‌ی «ضعف» را ارائه کردیم و از آن‌ها خواستیم که در مورد این کلمات به تفکر بپردازند. در ضمن هیچ یک از اعضای دو گروه از کلمه‌ای که برای گروه دیگر در نظر گرفته شده بود اطلاعی نداشتند. پس از این که هردو گروه مدتی در مورد کلمه‌ی انتخابی خود به تفکر پرداختند، آزمایشگر از آنان خواست که خودشان را برای مچ اندازی با او آماده سازند. وقتی که آزمایشگر برای شروع کار به سمت گروهی که کلمه‌ی «نیرومندی» را تمرین کرده بودند رفت، همگی آن‌ها بازویشان را در حالتی منقبض و آماده نگاه داشته بودند، به طوری که آزمایشگر نتوانست مچ هیچ یک از آن‌ها را بخواباند، این در حالی بود که همه‌ی اعضای گروه دوم در حالت رخوت و خواب آلودگی به سر می‌بردند و دست‌هایشان از فرط سستی و ضعف از کنار صندلی آویزان بود.

فرد سالم و قدرتمندی که بنا بر دلایلی معتقد است فردی ضعیف است، یا این که می‌پندارد فرد دیگری که قرار است با او ملاقات کند، قوی تر از اوست، بدون شک دارای یک مشکل خیالی و ذهنی است و او با داشتن چنین اعتقاداتی، عملا از خود ضعف نشان خواهد داد. عکس این موضوع در مورد تیمهای ورزشی دیده می‌شود که در خانه‌ی خود، میزبان حریف هستند و غالبا هم از این رقابت برنده بیرون می‌آیند. دلیل این امر این است که وقتی صدها نفر از طرفداران آن تیم گرد هم می آیند و به تشویق تیم محبوب شهرشان می‌پردازند، افکار آن‌ها احساسی از قدرت در اعضای تیم ایجاد می‌کند. این احساس قدرت ، زمانی که همه‌ی تماشاگران کلمه‌ی واحدی را تکرار می‌کنند، پیش از هر زمان دیگری افزایش پیدا می‌کند.

شما هم می‌توانید از تکنیک کلمات قدرت آفرین به منظور ایجاد هرگونه تغییر روی عملکردتان بهره ببرید. این تکنیک در تغییر عملکرد شما از ترس به شجاعت، از کسالت به تحرک و از سستی به فعالیت بیشتر، بسیار موثر است.

اگر شما قصد انجام کاری را داشته باشید که بارها آن را به تعویق انداخته‌اید، پس از ایجاد تصویری ذهنی از خودتان در حال انجام آن کار و پس از گسترش دادن این تصویر، می‌توانید کلمه‌ی قدرت آفرین مربوط به آن را، در عین حال که آن تصویر را همچنان در ذهنتان نگاه داشته‌اید؛ بارها و بارها تکرار کنید. خواهید دید که با این عمل، انرژی و انگیزه‌ی لازم برای انجام آن کار در شما ایجاد خواهد شد.

کلمات بیشماری وجود دارند که می‌توانند به عنوان کلمات قدرت آفرین مورد استفاده قرار گیرند. کلمات: قدرت، سلامت، محافظت، زیبایی، جذابیت، نیرومندی، شجاعت، بی باکی، لاغری، آرامش، نفوذ، خلاقیت، تمرکز، هوشیاری، مقاومت و تیزهوشی، نمونه‌های کوچکی از این دست هستند.

استفاده‌ی مستقیم از کلمات قدرت آفرین، ذهن شما را تحت کنترل خود شما قرار خواهد داد و اگر شما موفق به کنترل ذهنتان شوید، می‌توانید منتظر تغییراتی، با شدت کم یا زیاد، از ضعف به قدرت، از به تعویق انداختن کارها به انجام رساندن سریع آن‌ها، و از شکست به موفقیت، در خودتان باشید، تغییراتی که نیروهای ذهنی شما، نقشی اساسی در مورد آن‌ها ایفا می‌کنند.

منبع: کتاب کنترل ذهن، نویسند: خوزه سیلوا، برت گلدمن؛ مترجم: مجید پزشکی.

—————————————————

مطالب مرتبط با کنترل ذهن و موفقیت که شاید بخواهید آنها را نیز بخوانید:

چگونه با کنترل ذهن، وزن خود را کاهش دهیم؟

خلاصه کتاب انرژی بخشیدن به ذهن

خلاصه کتاب کنترل زندگی اثر آنتونی رابینز

رفع استرس با مراقبه تالاب گل آفتاب گردان

—————————————————

چطور بفهمم هیپنوتیزم روی من اثر دارد یا خیر؟

چطور میتوانم قابلیت تلقین پذیری خود را در هیپنوتیزم ارزیابی کنم؟

هیپنوتیزم کننده‌ها مایلند، پیش بینی کنند آیا فرد قابلیت هیپنوتیزم شدن دارد یا نه. به دلیل همین موضوع آزمونهای عملی و بعد کتبی ابداع شد تا به سنجش این قابلیت بپردازد. در اینجا به برخی از آزمونهای عملی اشاره می کنیم. این آزمونها در حضور گروهی متشکل از 10 تا 12 نفر بیشترین تاثیر را دارد اما به شکل فردی نیز می تواند انجام شود:

تلقین رسیدن دستها به یکدیگر

تقریبا هفتاد درصد افراد به این تلقین جواب می دهند. پاسخ به آن کاملا به میزان تلقین پذیری فرد وابسته است. میتوان به فرد چنین گفت: “خوب حالا به من نگاه کنید … از شما میخواهم دستهای خود را به صورت افقی در سطح شانه‌ها بالا بیاورید در حالی که کف دستها رو به روی یکدیگر در حدود بیست سانتی متر از هم فاصله دارد. بسیار خوب حالا دستها را به صورتی که نشان دادم بالا بیاورید و چشمان خود را ببندید. به این موضوع فکر کنید که دستهای شما به سمت هم نزدیک می شود. نزدیک و نزدیک تر … به این فکر کنید که دستهای شما به سمت هم حرکت می کند تا به هم برسد…”

تلقین انحراف وضعیتی

به این آزمون نیز حدود هشتاد درصد افراد جواب مساعد می دهند. این آزمون فراوانترین آزمون استفاده شده برای ارزیابی تلقین پذیری است. از فرد می خواهیم در حالی که پشتش به ما است بایستد و پاهایش را به هم بچسباند. ما پشت سر او چنان می ایستیم که با بازوهای کشیده بتوانیم شانه ی وی را لمس کنیم و این کلمات را به او می گوییم: “چند لحظه‌ی بعد من از شما میخواهم به این موضوع فکر کنید که به سمت عقب می افتید. من کاملا پشت سر شما هستم و اجازه نخواهم داد به عقب متمایل شوید.”

تلقین آونگ شورول

در بسیاری موارد که فرد به آزمون های دیگر جواب نداده است به این شیوه پاسخ مثبت می دهد و می توان از آن برای القا هیپنوتیزم هم استفاده کرد. برای ساختن آونگ از رشته ای محکم به طول 60 سانتی متر استفاده می کنیم. به فرد می گوییم ساعد خود را روی دسته ی صندلی بگذارد و دست خود را طوری بلند کند که بتواند نخ را به صورت آویزان میان شصت و انگشت اشاره ی خود بگیرد و سپس به او می گوییم: “به انتهای نخ نگاه کن و چشمهایت را به آن بدوز … حالا فکر کن که انتهای نخ به جلو و عقب حرکت می کند … جلو و عقب. در ذهن خود مجسم کن که انتهای نخ به جلو و عقب حرکت می کند … حرکتش بیشتر می شود … بیشتر و بیشتر …”

این آزمونها به درمانگر کمک می کند که آمادگی فرد را برای هیپنوتیزم شدن محک بزند. در صورتی که پاسخ فرد مساعد بود می توان به وی گفت که در هیپنوتیزم نیز فرایندی مشابه این آزمونها رخ میدهد. هرگاه پاسخ قابل قبولی دیده نشد باید برای آماده کردن فرد، کاهش مقاومت وی و زدودن پیش داوری‌های او زمان بیشتری صرف کرد.

این آزمونها فقط تلقین پذیری فرد را در هیپنوتیزم نشان می دهند و به معنای اینکه فرد در دیگر امور زندگی خود دهن بین و بی اراده است نمی باشد. فقط به این معناست که در فرایند هیپنوتیزم مقاومت کمتری از خود نشان میدهد و نتیجه بهتری میگیرد.

منبع: کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده؛ نویسنده: دکتر علی فیروز آبادی، نشر: قطره.