جذب لاغری با جملات تاکیدی و آرزویی

درمان چاقی


قانون جذب و لاغری

جمله آرزویی برای جذب لاغری و تناسب اندام

” من در روند جذب هر چیزی هستم که برای رسیدن به وزن ایده آلم لازم دارم. من عاشق این هستم که بدانم وضعیت جسمی ایده آلم به من اجازه می دهد که هرچه را نیاز دارم و آرزویش را دارم داشته باشم و از آن لذت ببرم. شادی یک احساس است و من عاشق این احساس هستم.

هرچه لاغرتر و خوش اندام تر شوم شادیم بیشتر و بیشتر می شود. من عاشق این هستم که هر روز بر تحرکم بیفزایم و پر انرژی تر شوم. از اندیشه اینکه به وزن ایده آلم رسیده ام و با چالاکی به این سو و آن سو می روم بسیار هیجان زده ام. از اینکه روی هر لباس برازنده ای که دست می گذارم می توانم به راحتی آن را بپوشم احساس شعف می کنم از اینکه هر غذایی را که دوست دارم بدون احساس گناه و با خیال راحت می خورم بسیار لذت می برم.

من عاشق پیاده روی و لذت بردن از زندگی هستم. قانون جذب هر چیزی را که برای برآوردن خواسته من لازم است اتفاق بیفتد آشکار و سازماندهی می کند.”

” درهای ذهنم را به روی اندیشه های قدرتمند باز می کنم و خودم را در قالب شخصیت مورد علاقه ام می بینم، من خوشبختم و از تناسب اندام عالی برخوردارم. من ارزشمندم و استحقاق داشتن اندامی موزون و متناسب را دارم. من قدرت از بین بردن چربی های اضافه­ی بدنم را دارم.”

جمله های اجازه ای و تاکیدی برای جذب لاغری و تناسب اندام

“من در روند جذب اندامی موزون و متناسب هستم.

من در روند سوزاندن چربی های اضافه‌ی بدنم هستم.

من در مسیر جذب وزن ایده آلم هستم.

من در مسیر کاهش وزنم هستم.”

“من در برابر لاغر شدن مقاومت نمی کنم.

من از لاغر شدن نمی‌ترسم.

من پر انرژی هستم و میل شدیدی به ورزش کردن دارم.

من رشته های وابستگی بین خودم و چاقی را برای همیشه قطع می‌کنم.

من لاغر و جذاب هستم و هرچه می‌خورم چاق نمی‌شوم.

من لایق پوشیدن بهترین و شیک ترین لباس‌ها هستم.

من خودم را دوست دارم.

حال خوب و راحتی دارم.”

” فقط زمانی که گرسنه هستم غذا می‌خورم.

غذاهایی را می‌خورم که دوست دارم نه غذاهایی را که فکر می‌کنم باید بخورم.

هوشیارانه غذا می‌خورم و از جویدن هر لقمه لذت می‌برم.

زمانی که احساس می‌کنم سیر شده ام به راحتی از غذا خوردن دست می‌کشم.

از اینکه همیشه مقداری غذا در بشقابم می‌ماند احساس بسیار خوبی دارم.”

منبع: نیک جذب

کنترل وزن

قانون جذب و کاهش وزن

چگونه با کنترل ذهن، وزن خود را کاهش دهیم؟

تا کنون کتابهای بیشماری در مورد کنترل وزن و جلوگیری از چاقی توسط پزشکان و متخصصین تغذیه به رشته تحریر درآمده است که هر کدام به روش خاص خود سعی کردند راه حلی برای این مشکل ارائه دهند. آنچه که نویسندگان این کتابها در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که میل مفرط به غذا باعث می‌شود که بدن، انرژی اضافی حاصل از غذاها را به شکل سلولهای چرب در اطراف شکم و باسن ذخیره کند و به این ترتیب چاقی پدید می آید. بنابراین، به نظر می‌رسد که راه حل این مشکل خیلی ساده است و آن چیزی نیست جز: کم خوری.

اما، باید گفت که مقابله با چاقی چندان هم ساده نیست زیرا، انگیزه‌های پنهان متعددی در پشت قضیه پرخوری وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: احساس گناه، پذیرش اجتماعی، جانشین سازی، تحریف هدفمند و نیاز به محبت. با توضیح مفصلتر هر یک از این عوامل، ریشه‌ی قضیه‌ی پرخوری آشکارتر خواهد شد.

احساس گناه:  بسیاری از مردم هر آنچه را که جلوی شان می‌گذارند، می‌خورند و حتی نمی‌گذارند لقمه‌ای از آن باقی بماند، چرا که احساس می‌کنند در جایی که عده‌ای به نان شب محتاجند، نخوردن تمام غذاهایی که به آنها تعارف می‌شود، گناه خواهد بود. عده‌ی دیگری نیز به بهانه‌ی گران بودن غذاها (مخصوصا نوع چاق کننده‌ی آنها)، دلشان نمی‌آید که پس مانده‌ی غذایشان را دور بریزند و لذا به پرخوری روی می‌آورند.

پذیرش اجتماعی: یکی از رسوم نادرست برخی از جوامع این است که وقتی خانواده‌ای میهمانانی دعوت می‌کند. در تدارک غذا سنگ تمام گذاشته و سفره‌ی رنگینی در برابر میهمانان می‌گستراند که حاصل آن چیزی جز پرخوری نیست. همچنین، وقتی که دو دوست پس از مدتها یکدیگر را در خیابان می‌بینند، همدیگر را به خوردن یا نوشیدن چیزی دعوت می‌کنند و به این ترتیب پرخوری وسیله ای برای پذیرش اجتماعی افراد میگردد.

جانشین سازی: بسیاری از مواقع برخی از افراد زمانی که چیزی را که میخواهند، به دست نمی‌آورند و یا وقتی که مفری برای دفع عصبانیت خود نمی‌یابند، روی به پرخوری می‌آورند.

تحریف هدفمند: برخی مواقع، پرخوری ریشه‌ای روانی و ناخودآگاه دارد. به عنوان نمونه؛ خانم چاقی که از خودش نفرت دارد و معتقد است نظر شوهرش هم در مورد او همینطور است. به خاطر ترس از این که مبادا با از دست دادن وزن بدنش و رسیدن به فرمی ایده آل، باز هم مورد توجه شوهرش واقع نشود، به پرخوری ادامه می‌دهد و همچنان  چاق باقی می‌ماند.

نیاز به محبت: غالبا والدین به کودکانشان می‌گویند: “بچه‌ی خوب کسی است که غذای بشقابش را زود تمام کند.” یا “اگر می‌خواهی مامان دوستت داشته باشد، غذایت را تا آخرین لقمه بخور.” کودک با شنیدن چنین گفته‌هایی، به تدریج دوست داشتن را معادل غذا خوردن می‌پندارد، به این ترتیب، پایه‌های پرخوری از سنین کودکی در بسیاری از ما بنیان نهاده می‌شود و بعدها که بزرگتر می‌شویم، خلا عشق و محبت زندگی خود را با پرخوری پر می‌کنیم.

با در نظر گرفتن عوامل و انگیزه‌های پنهان پرخوری، پی میبریم که برای یک فرد چاق و سنگین وزن، غذا فقط منبع تامین انرژی بدن نیست، بلکه عوامل روانی متعددی در نگرش او نسبت به غذا تاثیر دارد. با وجود این همه دلیل برای پرخوری و چاقی، ممکن است این سوال مطرح شود که پس چرا همه‌ی انسانها چاق نیستند؟ در جواب این سوال باید متذکر شد که غذا برای افراد گوناگون حکم‌های متعددی دارد؛ از نظر افراد غیر چاق غذا حکم منبع تامین انرژی بدن و چیزی همچون سوخت برای اتومبیل را دارد. اما همانطور که گفتیم، برای افراد چاق، غذا وسیله‌ای برای کسب پذیرش اجتماعی و اعتماد به نفس و جایگزینی برای عشق و محبت است.