کنترل ذهن

چگونه با استفاده از کلمات قدرت آفرین به اهداف خود برسیم؟

کنترل ذهن با کلمات قدرت آفرین

شما می­ توانید از کلمات قدرت آفرین به عنوان منبعی برای ساختن یک زندگی بهتر برای خودتان، بهره برداری کنید. برای شروع کار، بهتر است که نخست با یک کلمه ساده شروع کنید. مناسب‌ترین کلمه برای شروع، خودِ کلمه «قدرت» است.

برای تمرین تکنیک کلمات قدرت آفرین، به مدت 30 ثانیه در مورد کلمه «قدرت» به تفکر بپردازید و سعی کنید در هر دو یا سه ثانیه، آن را در ذهنتان تکرار کنید. بعد با قرار دادن چارچوبی سفید رنگ در اطراف کلمه ­­ی «قدرت» اندازه ­ی آن را به تدریج بزرگتر کنید و این بزرگنمایی، را تا آنجا ادامه دهید که بتوانید حروف بزرگ شده­ ی آن را در بالای قله­ ی کوهی در دور دست ببینید. در همان حال، صدای تلفظ این کلمه را در ذهنتان بشنوید، صدایی که به تدریج بلندتر و رساتر می‌شود. در پایان، در عین حال که در ذهنتان با صدای بلند کلمه قدرت را فریاد می‌زنید، احساس کنید که شما در هر لحظه قدرتمندتر می‌گردید. با انجام این تمرین، احساس خواهید کرد که گویی شما در تصورتان با گام‌های بلند و استوار و با اطمینانی فراوان راه می‌روید. همچنین ممکن است احساسی از نیرومندی و قدرت، سرتاسر وجود شما را فرا بگیرد.

در یکی از کلاس‌های متد سیلوا، برای اثبات اثربخشی کلمات قدرت آفرین، آزمایشی ترتیب دادیم. در این آزمایش، پس از تقسیم افراد شرکت کننده در کلاس به دو گروه مساوی، به یک گروه کلمه‌ی «نیرومندی» و به گروه دیگر کلمه‌ی «ضعف» را ارائه کردیم و از آن‌ها خواستیم که در مورد این کلمات به تفکر بپردازند. در ضمن هیچ یک از اعضای دو گروه از کلمه‌ای که برای گروه دیگر در نظر گرفته شده بود اطلاعی نداشتند. پس از این که هردو گروه مدتی در مورد کلمه‌ی انتخابی خود به تفکر پرداختند، آزمایشگر از آنان خواست که خودشان را برای مچ اندازی با او آماده سازند. وقتی که آزمایشگر برای شروع کار به سمت گروهی که کلمه‌ی «نیرومندی» را تمرین کرده بودند رفت، همگی آن‌ها بازویشان را در حالتی منقبض و آماده نگاه داشته بودند، به طوری که آزمایشگر نتوانست مچ هیچ یک از آن‌ها را بخواباند، این در حالی بود که همه‌ی اعضای گروه دوم در حالت رخوت و خواب آلودگی به سر می‌بردند و دست‌هایشان از فرط سستی و ضعف از کنار صندلی آویزان بود.

فرد سالم و قدرتمندی که بنا بر دلایلی معتقد است فردی ضعیف است، یا این که می‌پندارد فرد دیگری که قرار است با او ملاقات کند، قوی تر از اوست، بدون شک دارای یک مشکل خیالی و ذهنی است و او با داشتن چنین اعتقاداتی، عملا از خود ضعف نشان خواهد داد. عکس این موضوع در مورد تیمهای ورزشی دیده می‌شود که در خانه‌ی خود، میزبان حریف هستند و غالبا هم از این رقابت برنده بیرون می‌آیند. دلیل این امر این است که وقتی صدها نفر از طرفداران آن تیم گرد هم می آیند و به تشویق تیم محبوب شهرشان می‌پردازند، افکار آن‌ها احساسی از قدرت در اعضای تیم ایجاد می‌کند. این احساس قدرت ، زمانی که همه‌ی تماشاگران کلمه‌ی واحدی را تکرار می‌کنند، پیش از هر زمان دیگری افزایش پیدا می‌کند.

شما هم می‌توانید از تکنیک کلمات قدرت آفرین به منظور ایجاد هرگونه تغییر روی عملکردتان بهره ببرید. این تکنیک در تغییر عملکرد شما از ترس به شجاعت، از کسالت به تحرک و از سستی به فعالیت بیشتر، بسیار موثر است.

اگر شما قصد انجام کاری را داشته باشید که بارها آن را به تعویق انداخته‌اید، پس از ایجاد تصویری ذهنی از خودتان در حال انجام آن کار و پس از گسترش دادن این تصویر، می‌توانید کلمه‌ی قدرت آفرین مربوط به آن را، در عین حال که آن تصویر را همچنان در ذهنتان نگاه داشته‌اید؛ بارها و بارها تکرار کنید. خواهید دید که با این عمل، انرژی و انگیزه‌ی لازم برای انجام آن کار در شما ایجاد خواهد شد.

کلمات بیشماری وجود دارند که می‌توانند به عنوان کلمات قدرت آفرین مورد استفاده قرار گیرند. کلمات: قدرت، سلامت، محافظت، زیبایی، جذابیت، نیرومندی، شجاعت، بی باکی، لاغری، آرامش، نفوذ، خلاقیت، تمرکز، هوشیاری، مقاومت و تیزهوشی، نمونه‌های کوچکی از این دست هستند.

استفاده‌ی مستقیم از کلمات قدرت آفرین، ذهن شما را تحت کنترل خود شما قرار خواهد داد و اگر شما موفق به کنترل ذهنتان شوید، می‌توانید منتظر تغییراتی، با شدت کم یا زیاد، از ضعف به قدرت، از به تعویق انداختن کارها به انجام رساندن سریع آن‌ها، و از شکست به موفقیت، در خودتان باشید، تغییراتی که نیروهای ذهنی شما، نقشی اساسی در مورد آن‌ها ایفا می‌کنند.

منبع: کتاب کنترل ذهن، نویسند: خوزه سیلوا، برت گلدمن؛ مترجم: مجید پزشکی.

—————————————————

مطالب مرتبط با کنترل ذهن و موفقیت که شاید بخواهید آنها را نیز بخوانید:

چگونه با کنترل ذهن، وزن خود را کاهش دهیم؟

خلاصه کتاب انرژی بخشیدن به ذهن

خلاصه کتاب کنترل زندگی اثر آنتونی رابینز

رفع استرس با مراقبه تالاب گل آفتاب گردان

—————————————————

کنترل وزن

چگونه با کنترل ذهن، وزن خود را کاهش دهیم؟

تا کنون کتابهای بیشماری در مورد کنترل وزن و جلوگیری از چاقی توسط پزشکان و متخصصین تغذیه به رشته تحریر درآمده است که هر کدام به روش خاص خود سعی کردند راه حلی برای این مشکل ارائه دهند. آنچه که نویسندگان این کتابها در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که میل مفرط به غذا باعث می‌شود که بدن، انرژی اضافی حاصل از غذاها را به شکل سلولهای چرب در اطراف شکم و باسن ذخیره کند و به این ترتیب چاقی پدید می آید. بنابراین، به نظر می‌رسد که راه حل این مشکل خیلی ساده است و آن چیزی نیست جز: کم خوری.

اما، باید گفت که مقابله با چاقی چندان هم ساده نیست زیرا، انگیزه‌های پنهان متعددی در پشت قضیه پرخوری وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: احساس گناه، پذیرش اجتماعی، جانشین سازی، تحریف هدفمند و نیاز به محبت. با توضیح مفصلتر هر یک از این عوامل، ریشه‌ی قضیه‌ی پرخوری آشکارتر خواهد شد.

احساس گناه:  بسیاری از مردم هر آنچه را که جلوی شان می‌گذارند، می‌خورند و حتی نمی‌گذارند لقمه‌ای از آن باقی بماند، چرا که احساس می‌کنند در جایی که عده‌ای به نان شب محتاجند، نخوردن تمام غذاهایی که به آنها تعارف می‌شود، گناه خواهد بود. عده‌ی دیگری نیز به بهانه‌ی گران بودن غذاها (مخصوصا نوع چاق کننده‌ی آنها)، دلشان نمی‌آید که پس مانده‌ی غذایشان را دور بریزند و لذا به پرخوری روی می‌آورند.

پذیرش اجتماعی: یکی از رسوم نادرست برخی از جوامع این است که وقتی خانواده‌ای میهمانانی دعوت می‌کند. در تدارک غذا سنگ تمام گذاشته و سفره‌ی رنگینی در برابر میهمانان می‌گستراند که حاصل آن چیزی جز پرخوری نیست. همچنین، وقتی که دو دوست پس از مدتها یکدیگر را در خیابان می‌بینند، همدیگر را به خوردن یا نوشیدن چیزی دعوت می‌کنند و به این ترتیب پرخوری وسیله ای برای پذیرش اجتماعی افراد میگردد.

جانشین سازی: بسیاری از مواقع برخی از افراد زمانی که چیزی را که میخواهند، به دست نمی‌آورند و یا وقتی که مفری برای دفع عصبانیت خود نمی‌یابند، روی به پرخوری می‌آورند.

تحریف هدفمند: برخی مواقع، پرخوری ریشه‌ای روانی و ناخودآگاه دارد. به عنوان نمونه؛ خانم چاقی که از خودش نفرت دارد و معتقد است نظر شوهرش هم در مورد او همینطور است. به خاطر ترس از این که مبادا با از دست دادن وزن بدنش و رسیدن به فرمی ایده آل، باز هم مورد توجه شوهرش واقع نشود، به پرخوری ادامه می‌دهد و همچنان  چاق باقی می‌ماند.

نیاز به محبت: غالبا والدین به کودکانشان می‌گویند: “بچه‌ی خوب کسی است که غذای بشقابش را زود تمام کند.” یا “اگر می‌خواهی مامان دوستت داشته باشد، غذایت را تا آخرین لقمه بخور.” کودک با شنیدن چنین گفته‌هایی، به تدریج دوست داشتن را معادل غذا خوردن می‌پندارد، به این ترتیب، پایه‌های پرخوری از سنین کودکی در بسیاری از ما بنیان نهاده می‌شود و بعدها که بزرگتر می‌شویم، خلا عشق و محبت زندگی خود را با پرخوری پر می‌کنیم.

با در نظر گرفتن عوامل و انگیزه‌های پنهان پرخوری، پی میبریم که برای یک فرد چاق و سنگین وزن، غذا فقط منبع تامین انرژی بدن نیست، بلکه عوامل روانی متعددی در نگرش او نسبت به غذا تاثیر دارد. با وجود این همه دلیل برای پرخوری و چاقی، ممکن است این سوال مطرح شود که پس چرا همه‌ی انسانها چاق نیستند؟ در جواب این سوال باید متذکر شد که غذا برای افراد گوناگون حکم‌های متعددی دارد؛ از نظر افراد غیر چاق غذا حکم منبع تامین انرژی بدن و چیزی همچون سوخت برای اتومبیل را دارد. اما همانطور که گفتیم، برای افراد چاق، غذا وسیله‌ای برای کسب پذیرش اجتماعی و اعتماد به نفس و جایگزینی برای عشق و محبت است.

کنترل زندگی

کنترل زندگی

خلاصه کتاب کنترل زندگی اثر آنتونی رابینز

کنترل زندگی
کنترل زندگی

اینکه چه کاری انجام می دهید با دو چیز کنترل می شود: باورها و ارزشهای شما.

اگر صادقانه برای ارزشهای خود تلاش کنید به آنها می رسید.

سه سوال مهم در زندگی:

  • روی چه چیزی تمرکز می کنید؟
  • چیزی که روی آن تمرکز کردید چه معنایی دارد؟ معنای درست تصمیم گیری را دریابید شاید به نظر شما این تصمیم به نفع همه ی خانواده است اما در واقعیت اینطور نیست.
  • چه کاری می خواهید انجام دهید؟

کنترل زندگی و کاهش استرس

کیفیت زندگی شما به کیفیت زندگی عاطفی تان بستگی دارد. افراد عصبانی همیشه افراد عصبانی را جذب می کنند. افراد ناراحت اطرافیان را ناراحت می کنند.

مهمترین چیز این است که چه چیزی را وارد مغزتان می کنید چون این موضوع روی رفتار و طرز فکر و همچنین روی کیفیت زندگی شما تاثیر دارد.

تمرین برای کنترل زندگی خود:

  • روزی 30 دقیقه به مغزتان از راه مطالعه، گوش دادن به چیزی و یادگیری یک موضوع، غذا برسانید.
  • روی بدن خود تسلط داشته باشید. احساس ترس را که روی بدنتان تاثیر می گذارد از خودتان دور کنید.
  • هر کس برای هدف ویژه ای خلق شده است. به ندای درونتان گوش دهید تا به شما بگوید چه کنید.
  • یک الگوی دست یافتنی برای خودتان پیدا کنید.
  • به دیگران کمک کنید. زندگی درباره ی من نیست زندگی درباره ی ماست.

راز داشتن زندگی شاد در بخشش و فداکاریست. با این کار شما از نظر عاطفی رشد می کنید و کیفیت زندگیتان هم بالاتر می رود.

  • برای هفت روز تمام افکار منفی را از خود دور کنید و سعی کنید ذهنتان را به سمت چیز مثبتی بکشید. شما نباید به افکار منفی اجازه دهید در ذهنتان باقی بمانند. آنها را سریع از ذهنتان بیرون کنید.

افراد موفق باور دارند کاری نیست که نتوانند انجامش دهند؛ شما هم باید همینطور باشید.

خدایا با قدرت خودت من را به خواسته ها، نیازها و چیزهایی که لیاقتش را دارم برسان.

 من به خدا اعتماد می کنم و همه چیز درست پیش می رود.

سلامتی و فعالیت بدنی مناسب:

  • قدرت ذهنتان را تقویت کنید. مطالعه کنید. گوش دهید و تمرکز کردن را تمرین کنید. روی این موضوع که چه چیزی را می توانید کنترل کنید و چه اتفاقی می افتد تمرکز کنید. همه چیز را بهتر از چیزی که هست ببینید.
  • بدنتان را تغییر دهید. تغییر را به وجود بیاورید.

ما با استفاده نکردن از بدن و ذهن خود آنها را ضعیف کردیم اما با روزی 15 دقیقه تمرین برای هر کدام می توانیم دوباره قدرتمان را بدست بیاوریم.

  • مطمئن شوید در مسیری قرار دارید که می تواند شما را به شخصی مثل الگویی که انتخاب کردید تبدیل کند.
  • مطمئن شوید که در حال تلاش برای رسیدن به هدف خود هستید. شما باید در حرکت باشید.
  • مهمترین نکته این است که روحتان را تغذیه کنید. همیشه زمانی را برای دعا اختصاص دهید. راه دیگر تغذیه ی روح، بخشش و کمک کردن به دیگران است.

برای رسیدن به هدف خود به نکات زیر توجه کنید:

خواسته ی شما باید دقیق باشد. اگر روی موضوع مشخصی تمرکز کنید، مغز شما روی رسیدن به آن متمرکز می شود.

استانداردهای خودتان را بالا ببرید. اگر می بینید فردی نسبت به دیگران یک قدم جلوتر و موفق تر است تنها یک دلیل دارد، آن هم این است که استانداردهای خودش را بالا برده است.

استانداردهای شما باید همیشه قایل دستیابی باشند.

ترجیحات خود را به باید تبدیل کنید تا ملزم شوید راهی برای عملی کردن آن پیدا کنید.

به نتایج کارتان خوش بینانه نگاه نکنید.

اگر در مسیر درست رسیدن به هدف قرار داشته باشید و هر روز برای آن تلاش کنید و هر روز کمی پیشرفت کنید خوشحال خواهید بود.

برای حرکت به سوی هدف باید دست به چه عملی بزنیم؟

باید فکر کنید امروز چه چیزی برای شما اولویت بیشتری دارد. (روی هدف و موفقیت تمرکز کنید.) شما به سمت هدف حرکت می کنید، پیشرفت می کنید و به موفقیت می رسید و خوشحال می شوید و جشن می گیرید.

منبع: گروه تحقیقاتی نیک جذب